
نوشته اصلی توسط
shamim_bahari2
هلینا جان آرامش خودتو حفظ کن، نگران نباش
ایشالا درست میشه
حالا من این مشکلو خیلی خفیف با خواهر کوچیکه شوهرم دارم، یعنی هرکاری بخوایم بکنیم میدونم زنگ میزنه به اون میگه و هماهنگ میکنه، من خیلی بدم میاد، ولی تا حالا به شوهرم نگفتم که چرا اینکارو میکنه
بدترین جای قضیه اینه که با وجودیکه من نشون ندادم که حساسم و خوشم نمیاد کسی از زندگیم خبر داشته باشه ولی همسرم همیشه در غیاب من با ایشون صحبت میکنه
من واقعا نمیدونستم باید چکار کنم ولی تا حالا سعی کردم با خواهرش بیشتر رابطه داشته باشم، آدم بدجنسی نیست ولی تو خانوادشون یه جورایی مسئول هماهنگیه، شاید باورتون نشه ولی حتی میخوان پدر مادرمو دعوت کنن، ایشون زنگ میزنه
ولی من سعی کردم زیاد حساسیت نشون ندم، و تو زندگیمون هرطوری که دلم خواسته تصمیم گرفتم، و حتی جاهاییکه احساس میکنم تصمیم ممکنه مال ایشون باشه، ردش کردم یا یه کاری کردم که اجرا نشه
کمتر شده ولی ادامه داره
بعضی اوقات لجمو در میاره، ولی هیچوقت نمیزارم همسرم متوجه بشه چون حس میکنم اینطوری بیشتر و راحتتر میتونم نظرمو اعمال کنم تا زمانیکه تو جبهه مقابل قرار بگیرم
امیدورام مشکلت زودتر حل بشه عزیزم
اما فکر میکنم این مسئله ای هست که باید تمومش کنی، اگرم بخوای این مشکلو حذف کنی، لازمه یه جایی برخورد قاطع داشته باشی، و برای یه برخورد قاطع امروز خیلی بهتر از فرداست،
من کارشناس نیستم و نظر شخصیمو میگم
حالا که این کارو کردی، ادامه بده ولی با منطق و آرامش تا به نتیجه برسی
نمیتونی انتظار داشته باشی خانوادش رابطشونو کمرنگ کنن یا همسرت اینکارو بکنه، ولی میتونی متوجشون کنی که زندگیم محدوده داره و اون محدوده باید مورد احترام دیگران باشه و بهش تعرض نشه و بعد کم کم سعی کنی دایره این محدوده رو بیشتر کنی
با تمام وجود آرزو میکنم تو برخورد با این مسئله به موفقیت دست پیدا کنی عزیز
منم از راهکارهایی که بهت میدن برای کمتر ضربه خوردنم و بهتر شدن زندگیم استفاده کنم
علاقه مندی ها (Bookmarks)