شب بارانی عزیزم
من کاملا حس شما را مبنی بر اینکه نمی خواهید یک زندگی به این آسانی ها از هم بپاشد درک می کنم و موافقم که طلاق نه به این آسانی هاست و نه می تواند باشد، شما درست می فرمایید زن و شوهر باید در روزهای سخت زندگی همراه هم باشند، لیکن چند نکته هست که میخواهم خدمت آقای ام تی ای عرض کنم و بعد ایشان را دعوت کنم به تفکر:
1- برادرم ما در اینجا قصدمان این نیست که به آشفتگی شما دامن بزنیم تنها می خواهیم ابعاد موضوع را به شما روشن کنیم که تصمیم خود را بگیرید، یعنی اگر من علنا می بینم که مشکل شما جدی هست وظیفه خودم می دانم که آلارم بدهم
2- طلاق آخرین راه حل هست، ولی به هر حال راه حلی است، عزیزی به من گفته بود که مواظب باش ذوب نشوی، حالا من هم به شما می گویم برادرم هر چه در توان داری برای حل مشکلت انجام بده، ولی چشم بسته پیش نرو، مشکلت را بفهم و روشن کن و بدان از کجا آب می خورد، با چشم باز تصمیم بگیر و از آینده نترس، در حد توان به همسرت کمک کن ولی نه خارج از حد توان
3- عدم صداقت همسر ایشان و مهمتر از همه خانواده همسر ایشان و البته بی دقتی ایشان در امر انتخاب نکته مهمی است که باید به آن توجه کرد، به هر حال مسائلی بوده و باید مطرح می شده که نشده
4- همسر ایشان به درمان نیاز دارند ( در صورت قبول فرضیه مشکل روحی ) ولی آیا درمان همسر به دست ایشان ممکن است؟ کسی که به روانپزشک و روانشناس نیاز دارد ولی مراجعه نمی کند، آیا آقای ام تی ای توان و علم و دانش کافی برای درمان همسرشان دارند؟ آیا می توان بدون دارو ایشان را درمان کرد؟ در این صورت تکلیف خود ایشان چه می شود به عنوان یک انسانی که حداقلی انتظارات از همسر دارند...
5- آقای ام تی ای برادر من، آلارم ها را بگیر و مشکلت را انکار نکن، بدان و دانسته پیش برو، شرایط را خوب ببین و بسنج حتی اگر مجبور باشی دوباره در باره گذشته ایشان تحقیق کنی، بعد کلاهت را قاضی کن ببین ایا می توانی این مشکلات را حل کنی؟ اطلاعات کافی داشته باش تا برپایه حدس و گمان و فرضیه ها تصمیم نگیری، شاید مدت کوتاهی از درک حقیقت های احتمالی به هم بریزی، ولی در دراز مدت به آرامش خواهی رسید، چون ذهن تو الان ناخودآگاه دارد دنبال علت و ریشه میگردد و این تو را خسته خواهد کرد و بین فرایض گوناگون سرگردان خواهی ماند، اگر مشکلت را دقیق ندانی چطوری می توانی تصمیم بگیری و جطور می خواهی رفغش کنی
6- بعد اینکه ریشه مشکل را یافتی بیا و مطرح کن و با راهنمایی های خوب احمد و ساینتیست پیش برو، تا آخرین لحظه تلاشت را برای حفظ زندگی بکن. موفق باشی
برادرم انگار پست من و شما هم زمان بود، باز هم تامل کن، لااقل ریشه مشکلت را بفهم که فردا بدانی برای چه چنین و چنان شد...











علاقه مندی ها (Bookmarks)