دلجو دلتنگ عزیزم
از همدردی و پاسخ قشنگت ممنونم
خودم هم به این نتیجه رسیدم که من باید تصمیم بگیرم و روحیات خودم رو با همسرم بسنجم چون با هرکس که صحبت میکنم با توجه به روحیات و توانایی های خودش رابطه ی منو میسنجه
هرکسی از ظن خود شد یارمن[color=#000000]
من با خودم صحبت کردم و سنگهامو واکندم
کارهایی که تواین مدت کردم :
با عموم صحبت کردم ( چون حرف عموم روی پدرم تاثیرگذاره)و او را در جریان گذاشتم ایشون هم با پدرم به طور غیرمستقیم صحبت کردو پدرم تا حدودی راضی شده ( از موضعش پایین اومده)
همسرم به خاطر تحقیری که شده بود دلسرد شده و گفت جداشیم ما به درد هم نمیخوریم که البته بعدا گفت از روی عصبانیت گفته ، باهمسرم هم صحبت کردم و به حالت قبل برگشته
فعلا مامانم به شدت روی موضعش ایستاده که امیدوارم جلوتر که میریم بهتر بشه
در حال حاضر هم اومدم پیش همسرم ( تهران ) به بهونه ی کارهام چون همسرم به شدت دلتنگ بود و داشت اذیت میشد
دوستای گلم
بازهم منو از نظرات ارزشمندتون بهره مند کنید








علاقه مندی ها (Bookmarks)