سلام خانم داستان های عشقی!(فارسیش چقدر سخته!)
تنها مشکل شما از لحاظ من اینه که بجای اینکه تمرکز کنی روی خودت در لحظات مختلف( مثلا لحظات ضایع شدن خودت توصیف کردی )،داری یا روی برداشت دیگران ،روی اتفاق های جند دقیقه پیش افتاده،اتفاقاتی که قرار چند دقیقه دیگه بیفته فکر میکنی.
خانمی شما بیشتر از این ها میتونی اعتماد به نفس داشته باشی..اما برای شروع:
زیاد فکر نکن دیگران چی فکر میکنن،چی کار میکنن،چه برداشتی میکنن، و... فقط به این فکر باید بیشتر از پیش خانمی تر + موقعیت شناس تر+زیبا تر کلام هات رو انتخاب کنی (یا به قول امروزی های خیلی با کلاس رفتاری کنی!)
راستی خانمی بیشتر از بیش به درسات دقت کن،در اینده مثل من پشیمون نشی...به نظر من ادم میره دانشگاه که علم یاد بگیره و از جهل در بیاد و مهارت های اجتماعیش بالا بره،پس سعی کن کمتر حاشیه بری که بعدا پشیمون نشی!...دیگه هم سعی کن درس حذف نکنی،چون از دید استاد خیلی جالب نیست مگه دلیل موجه داشته باشی.
پاورقی:
البته فکر نکن شما این مشکل رو فقط داری،من توی دانشجو هام زیاد میبینم مثلا میان پیشم میگن "بینگو" اون روزی من فلان کار رو کردم تو کلاس ،به نظر شما برداشت بدی کردی یا امثال این، که اصلا من یادم نمیاد اون لحظاتی که اون خانم یا اقا داره در مورد ش صحبت میکنه! در حالی که طرف فکر کرده من برداشت بد کردم.این خیلی اتفاق میفته(خواستم فقط یه خاطره گفته باشم!)![]()







)

علاقه مندی ها (Bookmarks)