برادر خوبم،
تاپیک شما رو دنبال می کنم اما هیچ تاثیری از راهکارها در شما نمی بینم، در گام اول باید بپرسم چرا می خواهید روی خودتون کار کنید؟ فکر می کنید لازمه؟ فکر می کنید لازمه که اصلا مشکلی رو حل کنید؟ چه مشکلی؟ واقعا می خوام صورت مسئله شما رو بدونم! آیا واقعا به دنبال راهکار هستید؟ کدوم راهکار رو انجام دادید و نتیجه نگرفتید؟
احمد بارها برای شما پست گذاشته
فرشته مهربان بارها برای شما نوشته
مدیر همدردی برای شما نوشته
سر افراز توصیه هایی نوشته
سابینا نوشته... خیلی ها نوشته اند!
من هم در کنار آنها مطالبی برای شما نوشته ام...
کدوم رو انجام دادید و نتیجه نگرفته اید؟ از پست 4 و 6 همین تاپیک متوجه می شیم که هیچ کدوم رو انجام ندادید و حتی تصمیم هم نگرفتید انجام بدید!...
اصلا چه موانعی سر راه خوشبختی شما وجود داره؟ شما هنوز این موانع رو حتی شناسایی هم نکردید!!
خانوم چه مشکلی داره!؟! هنوز پیداش نکردید! هنوز عواطف خودتون رو نشناختید! هنوز خود آگاه عمل نمی کنید!
لطفا به شیوه پست 4 این تاپیک، پست نزنید! واقعی نیست!!!
چند بار سوال کردید... از آقایون تالار که آیا اگر شما بودند به این زن مطلقه احترام می گذاشتند؟ یا اگر خودشون رو جای شما تصور می کردند، می توانستند تحمل کنند؟
با این نوع فکر عملا فرا فکنی می کنید!
سر شما کلاه نگذاشته اند... شما رو گول نزده اند! شما با یک بانویی که مجرد بوده ازدواج نکردید! شما می دونستید که ایشون در زندگی قبلی شکست خورده ، در پست یک مشکل با نامزدم نوشته اید:
"یک ازدواج سنتی بود
اما خانمم قبلا ازدواج کرده و طلاق گرفته و مشکل جدا شدنش هم خیانت همسر سابقش بود
اما من بعد از چند جلسه صحبت کردن به این نتیجه رسیدم که میتونم به عنوان همسرم قبول کنم"
به چه نتیجه ای رسیده بودید که می تونید به عنوان همسر قبولش کنید؟؟ اون موقع چرا نگفتید اگر جای من بودید چه کار می کردید؟؟ چرا برای تصمیم خودتون احترام قائل نیستید؟؟
الان به این نتیجه رسیدید که نمی تونید؟
حالا به این نتیجه رسیدید که ایشون اصلا خوب نیست و مشکل روانی داره و اگر تست روانشناسی بده بی شک بستری می شه؟ مخالفم آقا!!!
من کارها و رفتارهای ایشون رو تایید نمی کنم.. اما شما بودید که به نتیجه رسیدید! چند جلسه صحبت کردید! پس نه اجباری در کار بوده و نه مشکلی از هیچ طرفی!!! برادرم شما رو یک دفعه در مقابل عمل انجام شده قرار نداده اند... مجبورتون نکردن یک زن مطلقه بگیرید که کسی بخواد خودش رو جای شما بگذاره...
به نظر نمی رسه که همه چیز از ابتدا بد بوده باشه و خانواده همسرتون قصد داشته باشن که شما رو گول بزنند
پست یک تاپیک مشکل با نامزدم نوشتید:
"من پسری هستم 30 ساله که 3 ماه هستش که با خانمی 28 ساله آشنا شدم و 21بهمن مراسم بله برون بود 11 فروردین عقد کنان و 25 فروردین نامزدی"
و در جای دیگه: "ما بعد از مراسم عقد مشکلات ما شروع شده مقداری از مشکل ما مربوط به من میشه که نمی تونم خانمم رو درک کنم"
یعنی از 21 بهمن تا 11 فروردین نتونستید متوجه این اختلالات روانی بشید! یا شاید این مشکلات مربوط به کنش ها، واکنشها و تشدیدهای رفتاری شما دو نفر بوده!؟!
شما هنوز در این تاپیک سوالی رو مطرح می کنید که در اولین پستتون در این سایت مطرح کردید!! این می دونید یعنی چی؟ یعنی فقط یک جمله و دو جمله رو فیلتر نکردید! کل 2 3 تا تاپیک رو فیلتر کردید!!! فکر می کنید اگر شما جای من بودید باز هم چیزی می نوشتید؟؟؟
اینها رو گفتم و شنیدید که دیگر فرافکنی نکنید! پای تصمیمتون بایستید! برای همسرتون وقت بگذارید! چرا فکر می کنید که زنتون نیست؟؟ چرا فکر می کنید که می تونید بگید نمی کنم؟! نمی کنم و به من مربوط نیست یعنی طلاق آقا!!! فقط یعنی همین!!! فقط شما هنوز جشن نگرفته اید! خیلی ها اصلا جشن نمی گیرند و می روند سر خونه و زندگیشون!!!
پای تصمیم و انتخابتون شجاعانه بایستید! مشکل داره! مشکل شماست!!!! حلش کنید! باید حلش کنید!!!
اگر من جای شما بودم حداقل کاری که می کردم تکلیفم رو با خودم روشن می کردم
ازدواج کردید! متعهدید! متاهلید! نمی تونید به راحتی بگید به من چه! من اصلا نمی خوام! این یعنی طلاق!
اگر می خواهید که تمومش کنید! خب تمومش کنید! یک محضر، دو شاهد، والسلام!
به نظرم طی دو ماه گذشته یعنی حداقل از 19 اردیبهشت تا کنون هیچ تلاشی و قدمی اساسی برای حل مشکلتون بر نداشته اید و با این ایده و افکار هرگز بر نخواهید داشت...
خوشبختی و سعادت قرص نیست به یکی بدیم و دزش هم بدیم مثلا هر 6 ساعت بخور خوب می شی! باید بخواهید! باید تلاش کنید! باید تلاش کنید! باید خون دل بخورید! بله باید خون دل بخورید... آری شود ولیک به خون جگر شود...
به نظرم اگر واقعا به دنبال تغییرید... بشینید و با حوصله یک بار دیگر تمام پستهای تاپیکهاتون رو بخونید و توصیه ها رو نت برداری کنید... انجام بدید! اگر نتیجه نگرفتید... حداقل سوال تکراری نمی پرسید!
امیدوارم موفق باشید و دیگه مثل پست 4 رو از شما نبینم...
پستهای قبلی رو بخونید









علاقه مندی ها (Bookmarks)