سلام دوست خوبم
خیلی ممنون از نظراتت
خودم هم فکر میکنم باید یه کم رعایت کنم ولی چون خیلی شوخ طبعم و توی خانواده همسرم هم همینطور هستم , همش به این فکر میکنم اگه بخوام یکمی خشک رفتار کنم اونم با برادر شوهرم میترسم دوباره نظراتشون راجع به من عوض بشه , مثلا فکر کنن چون یه عروس جدید گرفتن دارم خودمو میگیرم , یا نمیدونم فکرای دیگه .......
عروس جدید و برادر شوهرم الان نامزدن و توی خونه یه صیغه محرمیت بینشون خونده شده و خونه پدر شوهرم رفت و آمد میکنه و حتی شبها اونجا میمونه راستش من چون تهران هستم 3 بار بیشتر باهاش برخورد نکردم ولی توی همین 3 بار سعی کردم با برادر شوهرم شوخی نکنم و باهاش جدی باشم راستش وقتی خودمو جای اون میگذارم بهش حق میدم نارحت بشه ولی برادر شوهرم هنوز باهام خیلی شوخی میکنه مثلا دنبالم میاد آب بپاشه روی سرم یا شوخی های لفظی ( من و برادر شوهرم از بچگی باهم خوب بودیم آخه پسر عمومه )
به نظر شما با برادر شوهرم صحبت کنم که شوخی ها رو کم کنیم شاید خانمش ناراحت بشه ؟
سلام آویژه جون
آره منم همین تایپیک رو خوندم که عضو شدم . دو ماهی میشه که فکرم به خاطر این موضوع در گیره راستش اصلا فکر نمیکرد یه رو یه جاری داشته باشم 12-13 سال از خودم کوچیک تر اونم وقتی که برادر شوهرم با خودم همسنه.
مادر شوهرم هم هنوز تو شوکه , میگه وقتی فکر میکنم عروسی آوردم که سه سال از دختر کوچیکم که هنوز تا در دستشویی هم باید باهاش برم بزرگتره میترسم . منم بهش گفتم اتفاقی که افتاده خودشون همدیگر رو خواستن , داشتم تو اینترنت راجع به این موضوع و طرز برخورد خودم با جاریم تحقیق میکردم که اون تایپیکی رو که میگید پیدا کردم و با همدردی آشنا شدم و همین امروز هم عضو شدم تا شاید یکی هم منو راهنمایی کنه .
راستش مادر شوهرم خیلی از من پیشش تعریف میکنه , میگه عروس بزرگم تحصیل کرده است و خیلی فهمیده است و خیلی آشپزیش خوبه و خیلی تمیزه و....توی سه باری که اونجا دیدمش مادر شوهرم خیلی ازم تعریف کرد , خب طبیعیه که یه دختر 13 ساله آشپزی خوبی نداشته باشه یا اصلا بلد نباشه غذا درست کنه یا مثلا همه میدونن یه دختر 13 ساله نمیتونه تحصیلات عالیه ای داشته باشه یا شاغل باشه .....
میترسم این حرفای مادر شوهرم که زن عموم هم میشه حساسیتش رو بالا ببره .
راستی یه خواهر شوهر دارم 10 سالشه خیلی از زن داداش جدیدش بدش میاد , من فکر میکنم بهش حسادت میکنه چون دیگه داداشش زیاد بهش توجه نمیکنه وهمش با نامزدشه , این چند بار آخر که دیدمش خیلی تو خودشه , ساکت شده , وقتی برادر شوهرم و خانمش کنار هم نشستن و با هم صحبت میکنن خیلی بد نگاهشون میکنه , حس میکنم باید برای خواهر کوچولوم هم کاری بکنم ولی نمیدونم چه کار ؟![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)