سلام دوست عزيزم. اينقدر به خودت بر چسب بد اخلاقي يا عصبي بودن رو نزن. طبيعت هر آدمي اينجوريه. وقتي تا يه جايي ميرسه عصبي ميشه. مگه الان همسر شما عصباني نيست؟ مگه به شما نگفته وقيحي؟ پس چرا مثل گذشته آروم نيست؟!
مشكل شما قبل از هر چيزي اينه كه خيلي به قضاوت همسرت در مورد خودت اهميت ميدي. درسته كه نبايد هرگز پيش خانوادتون اون حرف رو به همسرت ميزدي ولي همسر شما هم از شما انتظار داره كه در طول عمرتون هرگز عصباني نشيد. ببينيد چه اين اتفاق ميافتاد و چه نميافتاد بالاخره شرايطي پيش مياومد كه شما عصباني ميشديد و همسر شما هم سريع عنوان ميكردند كه شما درست بشو نيستي.
پس اول مشكلاتتون رو از هم تفكيك كنيد. مشكل شما اين نيست كه زود عصباني شديد. مشكل اين بود كه نتوستيد در هنگام عصبانيت متوجه حرفي كه از دهانتون خارج ميشه باشيد. پس اول قبول كنيد كه هر آدمي ميتونه عصباني بشه اما مهم اينه كه چطور بتونه اين عصبانيت رو كنترل كنه. من هم گاهي اوقات ممكنه زود عصباني بشم اما شديداً در حين عصبانيت مواظب و مودب هستم. سعي كنين در حين عصبانيت، چند نفس عميق بكشيد و روي بيان خواستههاتون تمركز كنيد تا خالي كردن خودتون.
نكته بعدي اينه كه چطور به همسرتون بگين. اولاً اينكه هيچ وقت نگين كه ديگه تكرار نميشه چون شما عملاً دارين خودتون و خواستهي خودتون رو زير سوال ميبرين. بهشون بگين كه متاسفي كه اون حرف رو زدين و ازشون عذر ميخوايين و بهشون فرصت بدين كه شما رو ببخشه. اما به خاطر عصبي شدنتون مدام عذرخواهي نكنيد. بهشون بگين اگر آدم خودخواه و عصبياي بودم خيلي زودتر از اينها واكنش نشان ميدادم. بهشون بگيد كه هر جا تعادل رعايت نشه ميتونه هر آدمي رو ناراحت و عصباني كنه.
مدام روي خودتون تمركز نكيند دوست عزيزم اين باعث ميشه كه اعتماد به نفستون رو از دست بديد و به ديگري اجازه ميديد كه مدام در مورد شما قضاوت كند. بلكه
1) روي اين مهارت كار كنيد كه در حين عصبانيت چطور خواسته ي خودتون رو به بهترين شكل و موثرترين حالت بيان كنين. و در هر جايي و جلوي هر كسي عصباني نشيد.
ببينيد من هم همسر آرومي دارم و من هم مثل شما ممكنه يهو عصباني بشم. اما اگرم من رو بكشند، هرگز جلوي هيييچ كسي به همسرم عصباني نميشم. لبخند ميزنم و منتظر يه فرصتي هستم تا با هم تنها بشيم . اين چندين مزيت داره و اونم اينه كه تا بخواييم با هم تنها بشيم و من ناراحتيام رو بيان كنم، از شدت خشمم هم كم شده و هم اينكه احترام خودم و ايشون رو در جمع حفظ كردم.
اما نكته دوم اينه كه سعي نكنين كه انقدر تحمل كنيد كه يهو منفجر شيد. ناراحتي خودتون رو هر چند هم شده خيلي كوچك به مادر همسرتون بيان كنين. به عنوان مثال ميتونين در پاسخ به مادر همسرتون كه ميگن ما شوهرتون رو ازت دزديديم، يه لبخند تلخ تحويلشون بديد. اينطوري شما حرفي هم بر خلاف اونچه كه در دلتون هست نزديد و عملاً تاييدشون نكردين.
ذكر اين نكته ضروريه كه كمك كردن خيلي خيلي خوبه. اما حفظ تعادل در همه ابعاد زندگي از همه چيز مهم تره.
"""مدام عذر خواهي نكنين خواهر خوبم. چرا كه عذرخواهيِ مدام عزت نفس انسان رو از بين ميبره. بهترين كار اين بود كه از ايشون يك بار عذرخواهي كنين و بهشون فرصت بدين كه شما رو ببخشن و به كار خودشون هم عميقاً فكر كنن.و سپس با هم در موردش صحبت كنين. شما هم سعي كنيد با نفس كشيدنهاي عميق و واكنشهاي حساب شده و به موقع خشم خودتون رو كاهش بديد و هرگز پيش هيچ كسي با همسرتون بحث نكنيد.""""








علاقه مندی ها (Bookmarks)