سلام آریاناز عزیز
به خاطر اتفاقاتی که توی این روزا برات افتاده متاسفم
باورم نمیشه که چطور این اتفاقات افتاد
چرا اینقدر دید خودت رو نسبت به زندگیت و همسرت بد میکنی , حرفهایی که همسرت قبلا بهت زده کاملا راست و درست بوده و هست چون این حرفها رو توی لحظات خوب زندگی بهت گفته , تو دعوا که حلوا خیر نمیکنن , عزیزم همسرت از روی ناراحتی و شاید دلخوری که نسبت بهت داشته ممکنه حرفایی زده باشه , نشنیده بگیر , اون واقعا دوست داره و خودت هم اینو میدونی .
آریاناز جونم چرا از همسرت انتظار داری که حال و احوالتو ببینه و کاری بکنه , فکر میکنی توی این اوضاع اون حال بهتری نسبت به تو داره , اونم حالش خرابه , خب عزیزم شما که اینقدر توی زندگیت بزرگواری کردی که واقعا هم جای تحسین دارهچرا حالش رو نمیبینی و یه کاری براش نمیکنی .
به نظر من بهترین راه حرف زدنه ولی نه حرفی که به دعوا منجر بشه و مشکل رو بیشتر بکنه . برو پیشش بشین و بگو اگه کاری کردی که باعث ناراحتیش شده معذرت میخوای , بگو میخوای باهم حرف بزنیم , بگو اصلا تو حرف بزن من قول میدم فقط بشنوم و اگه حرف زد همین کار رو بکن فقط گوش کن , گوش کن تا دقیقا بفهمی مشکل چیه و کجاست و بعد راجع بهش خوب فکر کنی و تصمیم بگیری , حتی اگه حرفاش به ضرر تو بود هیچی نگو بذار هر حرفی داره بزنه , بعد که خوب فکراتو کردی و یکی دو روز گذشت بهش بگو حالا منم حرفایی دارم و اونوقت اگه بهت اجازه داد باهاش حرف بزنی هر چی توی دلته با مهربونی بهش بگو.
عزیز من خیلی از همسرت خودت رو دور نکن , نگذار این دوریها رابطه خوب گذشتتون رو واقعا سرد کنه.









چرا حالش رو نمیبینی و یه کاری براش نمیکنی .

علاقه مندی ها (Bookmarks)