لی لی خانم،
پرهام حرفش را واضح و صریح بهت گفته. واضح تر از این؟ چرا اینقد خودت را کوچیک می کنی دختر خوب؟
وقتی دوباره تماس گرفتی و به نوعی التماس کردی ( همین تماس نشانه التماس است ) از یه در دیگه وارد شده گفته شاید این دفعه قبول کنی و گفته که من تا 5 سال دیگه خیال ازدواج ندارم.
اگه 5 سال دیگه گفت می خوام ازدواج کنم و دختر مورد نظرم را پیدا کردم و رفت چی؟؟؟؟؟
زن و شوهری که با هم ازدواج می کنند نمی تونند مطمئن باشند که 5 سال بعد با هم هستند یا نه، شما می خواهی به پای یک توهم بمونی؟
این قسمت حرفم را پسرها بهتر می تونند برات توضیح بدهند. ولی این آقا می خواد از این رابطه در بره، هر چی هم بیشتر به پرو پاش بپیچی گیج تر می شه و ممکنه برداشت اشتباهی از سردرگمیش بکنی. مردها اگر تحت فشار و سردرگم باشند، مسایل ساده را خیلی مسخره حل می کنند. اولین قدم را برای فشار برداشتی و اولین راه حل مسخره را بهت داده. 5 سال دیگه، شاید!!
ممکنه با خواهش ها و منت کشی های عملی تو بگه خب برگرد باشه. اما دیر یا زود این رابطه تمام می شه و با توهین هایی مثل خودت خواستی، تو بودی که التماس می کردی، من که بهت گفتم نمی خوامت، ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)