عزیز من شما حتما حتما حتما حتما مادرتو پیش یک روان پزشک و مشاور ببر چون خودش هم احساس نیاز کرده که خیلی عالیه
در مورد پدرتون هم می تونم قضیه پدر یکی از دوستان رو براتون تعریف کنم : پدر این دوست ما همه چی مصرف می کرد و وضع خیلی داغونی داشت توی خیابون ها ولو بود که یک روز با یک موتوری تصادف کرد.موتوری هم که دیده این همیجوریش داغون هست می اندازش گوشه خیابون و میره.چند ساعت این بدبخت گوشه خیابون درب و داغون افتاده بود به حدی داغون که مردم فکر می کردن مرده! چند نفر هم میان سکه و پول خرد می ذارند روش!
با این اتفاق اون به خودش میاد و می بینه که تو چه گندابی فرو رفته. از خودش متنفر می شه و تو همون لحظه اراده می کنه که ترک کنه و کم تر از 1 سال شد یک آدم سالم و سر حال
پدر شما باید به یک نقطه عطف برسه که اگه شانس بیاریم انتخاب درست رو انجام بده.![]()







علاقه مندی ها (Bookmarks)