به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 39
  1. #21
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 22 مرداد 90 [ 12:11]
    تاریخ عضویت
    1389-10-30
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    3,330
    سطح
    35
    Points: 3,330, Level: 35
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    184

    تشکرشده 186 در 103 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کمکم کنید

    ممنون از ترگل عزیزم
    من واقعا عاشق همسرم هستم و هرکاری هم کردم بخاطر عشق و زندگیمه ولی همسرم همه ی کارای منو به حساب این گذاشته که اون از من خیلی بهتره و من دوست دارم کنارش باشم و فقط این حس رو دارم که براش فرقی نداره بودن و نبودن من ، نمیتونم باور کنم که واقعا دوستم داره چون به این فکر میکنم که مگه میشه کسی عاشق کسی باشه بعد این همه خودخواه باشه و عذابش بده واقعا کلافه ام ، اگه به همسرم بگم من نمیتونم گزارش لحظه به لحظه بدم و فکراتو برای ادامه زندگی باهام بکن و اونم بگه نه من نمیتونم و باید هرچی من بگی مطیع باشی و به نتیجه نرسیم من چیکار کنم ؟

    یعنی بازم طلاق ؟؟؟؟؟؟؟؟

    بازم یه شکست دیگه بخدا دارم روانی میشم سعی کردم توی زندگیم خیلی قوی و محکم باشم ولی گاهی اوقات حس میکنم دارم کم میارم حس این روزا رو قبلا یه بار تجربه کردم و نمیخوام دوباره داشته باشم بغض داره خفه ام میکنه آخه چرا بعضیا اینطوری هستن چرا نمیتونم با یه خیال راحت زندگی کنم در کنار همسرم باشم چرا توروخدا باهام حرف بزنین

  2. #22
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: کمکم کنید

    خواهرم آيلارا،
    مسئله كجاست؟ آيا فقط مشكل اينه كه شما رو كنترل مي كنه و گزارش بايد بهش بدي؟ اين موجب شده كه بغض كني؟
    چرا فكر مي كني بايد يه بار ديگه طلاق ؟ طوري نشده؟ شوهرت ازت پرسيده كجايي ... ازت گزارش لحظه به لحظه خواسته... كاري نداره! هر چيزي راه حل داره و حل مي شه! مشكلات پيچيده تر از اين حل شده... اين كه چيزي نيست!

    تو پرانتز:
    (فقط بايد بدوني زندگي رو دو جور ميشه جلو رفت: حرفه اي و آماتور... اگر آماتور بريم جلو،‌به نظر نمي آد راضي باشيم!‌اما اگر حرفه اي باهاش برخورد كنيم اون موقع كمتر به مشكل مي خوريم!)

  3. کاربر روبرو از پست مفید sci تشکرکرده است .

    sci (چهارشنبه 22 تیر 90)

  4. #23
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 22 مرداد 90 [ 12:11]
    تاریخ عضویت
    1389-10-30
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    3,330
    سطح
    35
    Points: 3,330, Level: 35
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    184

    تشکرشده 186 در 103 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کمکم کنید

    برادر خوبم از اینکه جواب دادین ممنونم واقعا منتظر بودم که شمام برای مشکلم نظرتون رو بدین
    مشکل من اینه که شوهرم با اینکاراش عذابم میده ، نمیدونم مشکلش چیه ، نمیدونم دوستم داره یا نه ، نمیدونم پیام داد بهش چی بگم ، اگه بگم من گزارش ثانیه به ثانیه ندم و اونم بگه پس من با این شرایط باهات زندگی نمیکنم چیکار کنم ؟ این افکار اینقدر توی ذهنم ادامه پیدا میکنه تا به طلاق برسه ، بخاطر این چیزا بغض کردم بخاطر اینکه چقدر خوشحال بودم که دیگه نزدیکه به همسرم برسم و برای همیشه پیشش باشم ولی اینطوری شد دقیقا 60 روزه ندیدمش دلم براش تنگ شده ولی دارم نسبت به همه چیز سرد میشم به اینکه همسرم شکاکه .

  5. کاربر روبرو از پست مفید ailara77 تشکرکرده است .

    ailara77 (چهارشنبه 22 تیر 90)

  6. #24
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: کمکم کنید

    خواهرم آيلارا،‌
    اين مشكل خيلي وقته كه داره شما رو اذيت مي كنه و من هم به مشكل شما چندي پيش فكر كردم... يك روز بعد از فكر من، شما نوشتيد "كمكم كنيد!"
    چند نكته:
    - شك و بدبيني در مورد شوهر شما،‌ بيماري نيست بلكه يك بازي ذهني به شمار مي ره كه تبديل به وسواس شده، يعني در اثر زياد دوست داشتن شما،‌ احساس مي كنه هر لحظه ممكنه شما رو نداشته باشه و اين دوري شما از هم موجب مي شه كه اين موضوع تشديد بشه! چون اين دوست داشتن زياده،‌ ترس از دست دادن كابوسه! پس اين شك و گير دادنهاي زياد دقيقا به معني دوست نداشتن شما نيست! دقيقا بر عكس به معني دوست داشتن شماست.

    - اين شك و بد بيني از اونجائيكه ذاتي نيست و ايشون ذاتا بدبين نيست به نظر تربيتي مي آد و شما مي تونيد با يه كمي دقت ريشه هاي اون رو در خانواده ايشون پيدا كنيد.. براي همين چون ريشه تربيتي داره، با صبر و ممارست شما حل خواهد شد و فرو كش مي كنه!

    حالا چه كار كنيد:
    - هر گونه تغيير در رفتار ممنوع!!!‌ رفتارتان رو تغيير ندهيد در هيچ جهتي... چو در اين شرايط براي او مسلم مي شود كه شك او درست بوده و عملا او در اين بازي ذهني دنبال چنين چيزي مي گردد... ذهنش درگير است! پس نه گزارشهاي بيش از حد بدهيد و نه غيب شويد... كاملا عادي بر خورد كنيد

    - زمانهايي كه ايشون حساس مي شود و برايش مهم است رو يادداشت كنيدو رفتارهاي خودت رو در اون لحظات باهاش بررسي كن

    - هرگز احساسش رو انكار نكنيد. نگيد نه اصلا اينطور نبوده! نمي تونم بهت گزارش بدم....

    - با ايشون همدلي كنيد... از حمام اومدي بيرون مي بيني 30 تا تماس داشتي و 500 تا اس ام اس... فورا زنگ بزن،‌ و بگو عزيزم! جونم! نگران شدي... مي فهمم اين احساست رو! من هم اين احساس رو داشتم... خيلي احساس بديه! عملا باهاش در اين احساس همراهي كنيد... وقتي اينكار رو انجام دهيد به شما اعتماد خواهد كرد...
    نگيد: خب حموم بودم! مگه كجا بودم!!!

    - هرگز پنهان كاري نكنيد و دروغ نگوييد

    - باهاش تماس بگيريد و از برنامه هاتون آگاهش كنيد... نه بصورت گزارشي... تعريفي! هر گز اين كار رو با اس ام اس انجام نديد... تماس بگيريد!

    - تا يك هفته، هر روز يك تصميم مهم رو باهاش در ميون بگذاريد... و در جواب راهكارش بگيد كه به موضوع فكر مي كنيد!

    - اگر جايي مي خواستيد بريد بگيد : هر وقت دوست داشتي زنگ بزن! خوشحال مي شم صدات رو بشنوم!

    - اگر جايي براتون مقدور نبود كه تلفن رو برداريد قبل از رفتن،‌ آگاهش كنيد

    - آداب گفتگو رو دقيقا مطالعه كنيد و ياد بگيريد. مي تونيد رد تاپيك شميم بهاري 2 آنرا پيدا كنيد. ياد گيري اين آداب براي شما از نون شب هم واجب تره
    اداب گفتگو
    -به مدت يك هفته،‌هر شب ، 10 دقيقه تلفني،‌ مطابق با آداب گفتگو،‌ با ايشون در رابطه با مسائلي كه مهم نيستند گفتگو كنيد

    خيلي يواشكي مي گم: شما هم ازش گزارش بخواهيد... ( هر از گاهي)

  7. 4 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (چهارشنبه 22 تیر 90)

  8. #25
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 22 مرداد 90 [ 12:11]
    تاریخ عضویت
    1389-10-30
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    3,330
    سطح
    35
    Points: 3,330, Level: 35
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    184

    تشکرشده 186 در 103 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کمکم کنید

    ازتون ممنونم
    چند دقیقه پیش همسرم پیام داد که اگه حرف بد زدن معذرت میخوام من حساسم باید باهام درست رفتار کنی جواب دادم منم از تو بدترم و اگه میخوای شکاک وبدبین باشی بگوتایه تصمیم بگیرم چون نمیتونم گفتش که من شکاک و نمیتونم عوض بشم شماره ی آرایشگاه رو بفرست تا کنسل کنم منم گفتم ظاهرا منتظر بودی اینم شماره ، دیدم زنگ زد و گفت که انگار منتظر بودی اینو بگم و بشین خوب فکراتو بکن باید هرجا میری و هرجا میای به من بگی پیش خودم که بودی هرروز برو دوش بگیر ولی الآن که دوری نه ، باید کارائیکه گفتم انجام بدی میتونی بگو نمیتونی بگو تا برم همه چیزو کنسل کنم دیگه خودت میدونی . تورو خدا کمکم کنین

    گفتم فکرامو میکنم و بهت جواب میدم

    حالا چیکار کنم ؟

  9. کاربر روبرو از پست مفید ailara77 تشکرکرده است .

    ailara77 (چهارشنبه 22 تیر 90)

  10. #26
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: کمکم کنید

    خواهر عزيزم،
    مي بيني! بدون اينكه دوست داشته باشي يه دفعه وارد چرخه تشديد شدي... (تو آداب گفتگو نوشتم برو بخون)
    لطف كن ديگه در رابطه با اين موضوع باهاش صحبتي نكن... ديگه نگو اگه ميخواي شكاك و بدبين باشي يه تصميم بگيرم و .... وقتي زنگ مي زنه و معذرت خواهي مي كنه! باهاش بايد همدلي كني... بگي مي دونم عزيزم! ما از هم دوريم و تو از اين بابت احساس خوبي نداري... من هم تا جائيكه بتونم خيالت رو از بابت خودم راحت مي كنم!... درك مي كنم احساست رو، منم نسبت به تو همچين حسي رو دارم اما دوست ندارم مزاحمت بشم...
    توصيه هاي پست قبلي رو دقيق انجام بده... اين احساس ايشون فروكش مي كنه! قول مي دم!
    احساس عاشقانه و پاك خودت رو خراب نكن خواهرم...
    بگو فكرام رو كردم... دوستت دارم! همين! چيزايي كه بالا نوشتم هم بهش بگو...
    -----------------

    شهريور رو بگو... عروسي! چه خوشي بگذره!

  11. کاربر روبرو از پست مفید sci تشکرکرده است .

    sci (چهارشنبه 22 تیر 90)

  12. #27
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 22 مرداد 90 [ 12:11]
    تاریخ عضویت
    1389-10-30
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    3,330
    سطح
    35
    Points: 3,330, Level: 35
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    184

    تشکرشده 186 در 103 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کمکم کنید

    بخدا دارم روانی میشم چطوری میتونه اینقدر بیرحم باشه بعد از یکسال و نیم خیلی راحت میگه من شکاکم میخوای ادامه بده میخوای بگو تا همه چیزو کنسل کنم ؟ یعنی اینقدر بی تفاوت ؟ یعنی اینه دوست داشتن

    یعنی الآن بهش بگم
    جائيكه بتونم خيالت رو از بابت خودم راحت مي كنم!... درك مي كنم احساست رو، منم نسبت به تو همچين حسي رو دارم اما دوست ندارم مزاحمت بشم...
    جمله ی بالا رو بهش بگم

    یعنی جمله ی بالا رو بهش بگم و بگم حاضرم ادامه بدم و زندگی جدید رو شروع کنم ؟

  13. کاربر روبرو از پست مفید ailara77 تشکرکرده است .

    ailara77 (چهارشنبه 22 تیر 90)

  14. #28
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: کمکم کنید

    نقل قول نوشته اصلی توسط ailara77
    یعنی الآن بهش بگم
    جائيكه بتونم خيالت رو از بابت خودم راحت مي كنم!... درك مي كنم احساست رو، منم نسبت به تو همچين حسي رو دارم اما دوست ندارم مزاحمت بشم...
    جمله ی بالا رو بهش بگم
    آره خواهرم...
    باهاش همدلي كن! سرزنشش نكن! احساسش رو انكار نكن! مقايسه نكن! سعي كن خودت رو جاش بگذاري و دركش كني... از احساس خودت برو بالاتر و باهاش همراه شو! دركش كن! راهكار نده من بعد اين كار رو مي كنم و اون كار رو مي كنم... توصيه هايي كه بهت كردم رو براش تعريف نكني! اون توصيه ها مربوط به شماست...

    ضمنا خانوم! 60 روز هم زياده ها... يه برنامه اي بذاريد يكديگر رو ببينيد!

    در آغوش يكديگر، آزاد و رها،‌ آرام و سربلند باشيد

  15. کاربر روبرو از پست مفید sci تشکرکرده است .

    sci (چهارشنبه 22 تیر 90)

  16. #29
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 22 مرداد 90 [ 12:11]
    تاریخ عضویت
    1389-10-30
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    3,330
    سطح
    35
    Points: 3,330, Level: 35
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    184

    تشکرشده 186 در 103 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کمکم کنید

    مرسی از شما برادر خوبم
    فردا میام و همه رو دقیق دقیق میخونم و نتیجه رو میگم همون چیزی رو که گفتین براش فرستادم
    بازم ممنون
    ممنون میشم در مورد مشکلم بیشتر راهنمائیم کنین

    ازتون واقعا ممنونم فردا میام و بیشتر میگم مرسی

  17. کاربر روبرو از پست مفید ailara77 تشکرکرده است .

    ailara77 (چهارشنبه 22 تیر 90)

  18. #30
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: کمکم کنید

    آیلارا جان حالا کی گفت طلاق بگیر! ما می گیم از حل کردن مسئله نترس و خودتو بخاطر طلاق قبلیت سرزنش نکن، از یه بابت و از یک دید شرایط تو رو من هم دارم البته خوب وضعیت زندگی تو خیلی بهتره، ضمنا من شاید منظورم رو اشتباهی رسوندم منظورم این بود که اگر همسر شما با شما که طلاق گرفته هستید ازدواج نمی کرد و با یک دختریکه سابقه ازدواج نداره ازدواج می کرد شاید بازهم شکاک بود.

  19. 3 کاربر از پست مفید نیلا تشکرکرده اند .

    نیلا (دوشنبه 27 تیر 90)


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.