زیاد فرقی نمی کنه که کدوم یک از اون سه گزینه درسته. و این احتمال هم هست که دلیل دیگری داشته باشه که ما بی خبریم.
شما در بهترین سنین جوانی هستی.
از فرصت ها و موقعیت هایی که داری بهترین استفاده رو ببر و خودت رو درگیر این افکار نکن.
نیازی نیست زنگ بزنی.من زنگ بزنم موضوع رو روشن کنم یا نه؟
یا بذارم خودش برگرده؟
اصلا بر میگرده؟
دلیلی نداشته ایشون قهر کنه!
شما اجازه ات دست او نیست!
و همینطور پدر مادر که بر رفت و آدم فرزندان نظارت دارند.
تازه برادر شما هم که همراه شما بوده.
پس هیچ دلیلی نداشته که ایشون بخواهند ناراحت بشوند!!
این نظر منه!
پس دلیلی هم ندارد که شما بخواهی با او تماس بگیری و حتی بخواهی از دلش در بیاوری!
شما داری خودت جواب خودت رو می دهی.اگه منو بخواد بر میگرده درسته؟؟
نمیدونم چرا همش میخوام یکی بهم این اطمینان رو بده که اگه واقعا بخوادت سر هیچ و پوچ رابطه رو قطع نمیکنه.
و اینا همه الکی هست و بچسب به زندگیت.
بله، اون یک نفر خودت هستی!
خودت باید به خودت اطمینان بدهی و باید پای تصمیمات منطقی و درستت محکم بایستی.
پس حرف خودت رو به عنوان جواب به خودت می گویم: اگه واقعا بخوادت سر هیچ و پوچ رابطه رو قطع نمیکنه
من بیشتر احساس می کنم کمی دلتنگی باعث شده شما به تصمیم خودت شک کنی.
ولی بنشین فکر کن.
او اصلاً خواستگار شما نیست که بخواهی بهش دل ببندی.
پسری بوده که وارد زندگیت شده و به قول خودش هم فعلاً قصد ازدواج ندارد.
حالا آیا شما باید بنشینی، دست رو دست بگذاری، ببینی کی ایشون آمادگی ازدواج پیدا می کند؟
یک موقع هست که شما و خانواده شما مطمئن هستید که فلان پسر و شما مناسب هم هستید.
خانواده ها و دختر پسر با هم هماهنگ هستند.
اون موقع می شود یک مدت صبر کرد تا مثلاً آقا پسر شرایطش برای ازدواج بهتر بشود.
ولی در مورد شما دیگه خودتون بهتر می دونید.
موفق باشید.
موفق باشی.













.و این 1 ماه قطع ارتباط خیلی چیزها رو مشخص کرد واسم.


علاقه مندی ها (Bookmarks)