سلام عزیزم. امیدوارم حالت خوب باشه.
این جمله رو بارها شنیدیم که: "انسان یه موجود اجتماعیه"
در حقیقت انسان تنها موجود اجتماعیه. چون با قوه ی اختیار و انتخاب خودش، زیست جمعی رو میپذیره، نه از روی غریزه مثل مورچگان. اما این در جمع بودن هم شرایط خاص خودشو داره. یعنی تنها حضور کافی نیست، همدلی، تعامل، مشورت، یاری رسانی، محبت و .... شرایط خاص جماعت انسانیه که از فطرت او ناشی میشه. همانطور که در قرآن اشاره شده: "ما اگر میخواستیم، تمام مردم را امت واحدی قرار میدادیم" ، پس اجتماع پذیری و گروه پذیری، امری فطریه و این فطری بودن ناخودآگاه باعث میشه ما از اجتماع پشتیبان گیری کنیم.
واضح تر بگم:
ما میایم همدردی، تا خودمونو تنها احساس نکنیم، نه اینکه مشکلاتمون رو فراموش کنیم، بلکه خیالمون راحت باشه که پشتیبان داریم. چون انسان جاهله و همیشه بیشتر از هر اتفاقی نگران جهلشه.
ما میایم همدردی، تا محبت بگیریم و محبت بدیم. چون این توی فطرت ماست که به همدلی نیاز داریم و همچنین با میل و رغبت همدلی میکنیم، چون مطمئنیم کسی هست که نظرات ما براش مهمه و از این روش به خودمون اعتماد به نفس میدیم.
ما میایم همدردی تا به صورت غیر مستقیم، افکار خودمون رو محک بزنیم، بدون اینکه بترسیم از اینکه اشتباهمون در کنار هویتمون فاش بشه.
ما میایم همدردی تا بطور صادقانه، بدون نگرانی از افشای هویتمون، خودمون باشیم، خود واقعیمون! نه نقاب های رنگارنگمون، و از اینکه جمعی صادقانه داریم، احساس سبک بالی میکنیم.
ما میایم همدردی تا با شنیدن چند جمله ی مفید، مرهمی بر زخم های روحیمون بذاریم و پریشانی هامون رو تسکین بدیم و خودمونو دلداری بدیم و آروم بشیم.( در حقیقت با گفتنش هم خودمونو آروم میکنیم)
و همچنین میایم همدردی تا تو خونه حوصله مون سر نره.
و....
به هر حال گمان میکنم پیامدش فراموشی نیست. تسلی خاطره. تسلی خاطری که از فطرت جمع گرایی و اجتماع پذیری ما حاصل میشه.









پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)