
نوشته اصلی توسط
hamid_diablo
بله تل می جان پستتون رو چنر بار هم خوندم
درسته تو این 1 سال هزار تا اتفاق میتونه بیافته
در مورد صحبتهای مجرد هم بگم که اولین بار که این حرف رو زد ما تو پارک دانشجو نشسته بودیم که من به شدت ناراحت شدم و همون اول گفتم که نرو و اگه قراره بری بهتره که همین جا تمومش کنیم
برگشت بهم گفت که جاش مطمئنه و برادرم برام پیدا کرده.(برادر و پدر متعصب و غیرتی داره)
بعد من شب بهش زنگ زدم و همین حرفای شما رو گفتم که من که کاره ای نیستم میتونی هر جور که دوست داری تصمیم بگیری که بعد از اون اخلاقش عوض شد و هفته بعد بهم اس داد که همه چیز رو تموم کنیم
علاقه مندی ها (Bookmarks)