با سلام و تشکر از جوابتون.... تا اونجایی که من اطلاع دارم 1 ساله که اعتیاد داره و هنوز هم فکر می کنم ادامه میده.....
هر وقت هم که راجع به این قضیه باهاش صحبت می کنم یا کتمان می کنه و یا می گه همین یه دفعه بوده و دیگه این کارو نمیکنم!!! واینکه گفتید اعتیاد به خاطر سرخوردگی و یا کمبود محبته در مورد همسرم این مو ضوع صدق نمی کنه چون مشکلی تو زندگیش نداره خودش هم میگه به خاطر دوست بد و الآن هم به خاطر وسوسه دنبال این کار میره.......
ودر این زمینه متاسفانه مقصر مادرش هست که از اول طوری با پسراش رفتار کرده که فکر می کنن مرد اصلآ نباید تو خونه باشه(در جواب من که ناراحت بودم از بیرون رفتنهای بی دلیل همسرم مادرش می گفت مرد که نمی تونه تو خونه بشینه)
و بیرون هم که خودتون می دونید چه خبره و اگه یه نفر اراده هم نداشته باشه که دیگه هیچ.........
بچه هم چند بار که بهش گفتم(البته خودم صلاح نمی دونم به خاطر اینکه بهش هنوز اطمینان ندارم) می گفت حالا 2 یا 3 سال دیگه و مایل نیست حالا نمی دونم به خاطر خرج و مخارج بچه می گه ویا نمیخواد از من بچه ای داشته باشه؟؟!!!!!
و هدفش تو زندگی همیشه می گه دوست دارم یه روز بشه که 2 میلیارد پول داشته باشم !!!!!!!! خنده داره نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و دلیل زندگیش با من هم می گه دیگه مثل تو نمی تونم پیدا کنم واسه زندگی و تو چیزی کم نداری!!!!!!!!
ومیگه یکی مثل خودت از نظر قیافه و هیکل !!!! پیدا کن تا طلاقت بدم!!!!!!!!!
و اینو هم می دونم وخودش هم هزار بار گفته که به خاطر همین با من ازدواج کرده!!
واسه همین دوست داره با من مثل یه عروسک که حرف نمیزنه و هر وقت دوست داره بیاد بغلم کنه و دوست نداره پرتم کنه یه طرف رفتار کنه و این چیزا منو بیشتر عذاب میده.......
تحمل این که یه نفر به خاطر........ و یا پول باهات رفتار خوبی داشته باشه و بعدش هر جور دلش می خواد توهین کنه وفحش بده خیلی سخته...........








علاقه مندی ها (Bookmarks)