باسلام.اينارو در ادامه موضوع ازدواج با دختر فقير روستايى ميزنم.
اول از همه متشكرم به خاطر مشورت و كمك فكرى دوستانتون.تمام نظرها چع مثبت وچه منفى واقعاً خيلى كمك كرد.
شايد اضافه كردن اين مطلب به مطلب قبلى(ازدواج با دختر فقير روستايى) لازم باشه.
من با اون دختر روستايى چون تو دانشگاهى كه درس ميخونه مشغول به كار دانشجويى بود همكار بوديم ونزديك دوسال باهم رابطه كارى داشتيم.بهتره بگم دختره ترم بعد ليسانس ميگره و چون معدل الف دانشگاهه بدون كنكور وارد مقطع فوق ليسانس ميشه منظورم اينع كه از نظر تحصيلات بهتر و بالاتر از منه.من بااين كه از كار تو دانشگاه خسته شده بودم و اعصابم جواب كار سنگين اونجا رو نميداد به خاطر اون دختر هشت ماه اون وضع رو تحمل كردم و به كارم ادامه دادم تا دختره رو كاملاً زير زره بين بذارم و كنترلش كنم.درمورد دختر از تمام كارمندهايى كه ميشناختنش البته غير مستقيم تحقيق كردم و جز خوبى و درك بالاش چيز ديگه اى نشنيدم.البته اون زمان نتونستم اطلاعاتى در مورد خانوادش بدست بيارم.بعد از اين همه دقت و وسواس مطمئنم كه خود دختره واقعاً عاليه و از هر نظر ظاهرى يا اعتقادى دقيقاً همون چيزيه كه من ميخواستم و تا ٩٠٪مطابق با معيارهاى منه فقط تنها مشكل روستايى و فقيربودن و شايد همون تفاوت فرهنگى خانوادش با خانواده منه كه همه شما عزيزان بهش اشاره كرديد.
اگه خوندن اين مطلب جديد باعث ميشه نظرتون عوض بشه يا حرف جديدى براى گفتن داشته باشيد شديداً مشتاق شنيدنم.![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)