مي مي عزيز سلام خوبي خانمي؟
مي مي جان من وقتي كه سرگذشت تو رو و اتفاقاتي كه براي تو افتاده رو ميخونم دقيقا خودم رو تصور ميكنم
چون همسر من هم مثل همسر تو هستش اما همسر من خيلي خيلي خيلي متعصبه و دم به ساعت من رو كنترل ميكنه ولي همسر تو خوسبختانه اين خصوصيت رو نداره و اينكه همسر من دست رو من بلند نميكنه ولي همسر تو اين كار رو ميكنه
مي مي جان من هم اضافي هاي حقوقم و هر چي كه مازاد بر حقوقم باشه رو برا خودم بر ميدارم
چون همسر من هم مثل همسر تو اعتقاد داره كه نبايد زياد خرج كنيم و همش پس انداز كنيم
من هم هر چي كه بدن پس انداز ميكنم و اگه براي مادرم بخوام چيزي بگيرم از همون پولهاست يا براي خودم
ميدوني من نظرم اينه كه همسر آدم باعث ميشه كه آدم بهش دروغ بگه در صورتيكه اگر همسر من و تو و امثال ما بدونن كه زن يه خرج هاي ديگه اي مازاد بر مردها هر ماه ممكنه داشته باشن و براي اين خرجها براشون پول جداكنن خوب زنها هم مجبور نميشن دروغ بگن
من همسرم باعث شده كه من دروغ بگم و هر چي كه لازم داشته باشم واسه خودم اضافي بخوام بگيرم ميگم مامانم گرفته اما اين روند رو تا كي بايد ادامه بدم
؟
نميدونم مي مي جان من هم موندم كه چه كنم؟چه جوري رفتار كنم كه درست باشه
2 هفته پيش رفتيم عروسيه يكي از اقوام 60 هزار تومن داد واسه يه پيراهن و دامن و كفش حالا هر چي ميگم ميگه اونروز 60تومن دادم واسه لباست
به نظرت من چي بايد بگم به اين مرد؟
ميگم پوستم بايد برم دكتر ولي ميدونم اگه برم و مثلا 50 تومن هزينه بشه مدام اين رو خواهد گفت
مي مي جان ببخشيد من هم تو تاپيك تو مشكلات خودم رو مطرح كردم ولي اين روزها خيلي داغون هستم اين روزها همش دعوا ميكنيم با همسرم نميدونم چكار بكنم موندم
موفق باشي








علاقه مندی ها (Bookmarks)