RE: چطور باید گذشته را فراموش کنم؟
عزیزم من هم مثل شما یک زمانی همش گذشته رو بدون اینکه بخوام مرور می کردم . البته در مورد شوهرم مثل یک نوار میوند توی ذهنم هر کارم می کردم این نوار دکمه خاموش نداشت.ا من هر بار شروع می کردم به انجام یک کار فکری که نیاز به تمرکر داشت یا می رفتم بیرون یا زنگ می زدم با کسی حرف می زدم تا حواسم پرت شه یا شروع می کردم به قران خوندن. خلاصه مجال بال و پر گرفتن خیال رو به خودم نمیدادم. خوب من توی کشور غریب هم بودم و خیلی کسی دور و برم نبود که سرمو با چیز دیگه ای شلوغ کنم. اگرچه دانشگاه می رفنم. خلاصه از روشهای توقف فکر استفاده کردم و بعضی اوقاتم شروع می کردم به بر شمردن نعمتهایی که خدا بهم داده و یکی یکی خدا رو برای داشتن هر کدوم شکر می کردم. اینجوری بعد از 6-7 ماه کلا این افکار دست از سرم برداشتن. البته گاهی دوباره پیداشون میشه (مخصوصا اگر مساله ای پیش بیاد) اما باز با بیاد اوردن نکات خوب زندگیم اون افکارو مهار می کنم. امیدوارم این روش به درد شما بخوره. روش قبلی که تو پست قبلیم گفتم برای مادرم وقتی جوون بود یک روانشناس توصیه کرده بود و با کمک پدرم مادرم از این افکار خلاصی پیدا کر ( با مسافرتهای دو هفته یکبار و صحبت کردن با مشاور و البته تغذیه مناسب و ورزش). مادر من هم از رفتار خانواده شوهرش در اوایل ازدواجش در عذاب بود و بعد از اینکه با خانواده شوهرش همه چیز خوب شد این خاطرات گذشته دست از سرش بر نمی داشتن.
هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند
علاقه مندی ها (Bookmarks)