اریاناز عزیز به قوانین تالار آشنا هستم
این مشکل رو اول اونجا مطرح کردم دیدم نیاز به تاپیک جدا داره و فوری هست بخاطر همون جداگانه براش تاپیک باز کردم.
درضمن خانواده همسرم اصلا اهل این نیستن که بشینم باهاشون اینجوری درد دل کنم.
توقعاتشون از من مثل دخترشونه اما نگفتم که مثل دخترشون میدونن منو و دوستم دارن.
تا حالا که درد دل کردن باهاشون جواب نداده بیشتر رو موضع خودشون تاکید میکنن و اصلا قبول نمیکنن منم حق دارم.
اول آخر حرف خودشونو میزنن.

راستی
من هرقدر هم بهش محبت کنم از روی ترس حرف خانواده شو به کرسی مینشونه.
محبت اونا نیست که جذبش میکنه.ازشون میترسه.