"همدم"عزیز ممنونم. حق رو هم به شما میدم. میدونم خیلی خسته میشه. اما منم صبر کردم استراحت کرد بعد حرفمو زدم. اما همیشه در مورد مسائل مالی جبهه میگیره.
"سابینا" عزیزم ممنونم. میدونی انقدر به خودش بانک زنگ زده که خسته شده. بانک این بار به مامان من زنگ زده بود و به مامانم گفته بود ما دیگه رو حرف خودش حساب نمبکنیم و دیگه جواب تلفن های ما رو هم نمیده!!!ایین طوری نیست که عواقب رو ندونه. من هم تو این چهار سال اوایل خیلی حرص میخوردم اما الان خیلی بهتر شدم. نمیدونم چه جوری بهش باید بفهمونم بابا جان شما که خودت مدیر مالی هست ، پول هم تو حسابت هست ، یه حساب دو دو تا چهار تا بکن دیگه!البته فکر کنم زیاده روی کردم و دیدم هیچی نمیگه هی گفتم!








علاقه مندی ها (Bookmarks)