گفت که دیوانه نه ای رو که از این خانه نه ای *** رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت که سر مست نه ای رو که از این دست نه ای *** رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
گفت که تو کشته نه ای در طرب آغشته نه ای *** پیش رخ زنده کنش کشته و آکنده شدم
گفت که:"تو زیرَککی، مست خیالی و شکی" *** گول شدم، هول شدم، وز همه برکنده شدم
گفت که:"تو شمع شدی، قبلهً این جمع شدی" *** شمع نیم ، جمع نیم ، دود پراکنده شدم
گفت که:" شیخی و سری، پیش رو و راه بری" *** شیخ نیم ، پیش نیم ، امر ترا بنده شدم
گفت که:" با بال و پری ، من پر و بالت ندهم" *** در هوس بال و پرش، بی پر و پر کنده شدم
چشمه خورشید تویی ، سایه گهِ بید منم *** چونکه زدی بر سر من، پست و گدازنده شدم
تابش جان یافت دلم ، وا شد و بشکافت دلم *** اطلس نو بافت دلم، دشمنِ این ژنده شدم
شکر کند چرخ فلک ، از مَلک و مٌلک و مَلَک *** کز کرم و بخششِ او ، نورِ پذیرنده شدم
از تو ام ای شهره قمر ، در من و در خود بنگر *** کز اثر خنده تو گلشنِ خندنده شدم
باش چو شطرنج روان، خامش و خود جمله زبان *** کز رخ آن شاهِ جهان ، فرّخ و فرخنده شدم







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)