ممنونم از همتون
[size=large]محسن خان نميدونم تا حالا احساس وابستگي رو تجربه كردي يا نه ؟ دوست داشتن رو چي ؟
وقتي اينها همراه هم ميشه ديگه مني وجود نداره هرچي هست ما هست و اگه احساساتت شديدتر باشه هرچي هست ميشه تو
وقتي ازدواج ميكني هم دوستش داري هم بهش وابستگي داري هم روحي هم جسمي
اما دوست پسر دوست دختر بودن فقط صرفا علاقه شديده كه گاهي عشقه گاهي هم هوس اما به هيچ وجه توش وابستگي نيست مگه از همون اول فقط به دليل تنهايي دنبال كسي باشي
حالا فهميدي چرا از لحاظ روحي ميگم بيوه ميشم ؟ چون من هم وابسته ام هم عاشق
و بينهايت به خاطر اين حرفتون ازتون ممنونم كه :
نقشت را از كسي كه التماس ميكنه برا ازدواج به كسي كه ميان خواستگاريش و اونه كه قبول ميكنه يا رد ميكنه و بايد نازش خريده بشه تغيير بده
همدم عزيزم منم ميخوام همين كارو بكنم كم كم تا مهر قطع رابطه كامل كنم
21 شهريور تولدشه و من نميخوام بهش كادو ندم ميخوام براي آخرين بار ببينمش و ازش خداحافظي كنم
التماس يا خواهش يا ... بهتون قول ميدم مثل سنگ مقاوم باشم اما هميشه دلم ميخواست اگه قراره تمومش كنم تو چشماش نگاه كنم و بگم ناراحت نباش خداي منم بزرگه ازش كينه اي به دل ندارم چون خودم موندم و تو تموم اين 6 سال خودم ميخواستم باهاش باشم .
صبا جان فكر ميكني من دارم الان زجر ميكشم ؟ نه به واقع دارم از لحظه لحظه اي كه تا مهر مونده نفس ميكشم
من دارم انرژي جمع ميكنم . دارم براي 1 مهر خودمو آماده ميكنم
و يه دليل ديگه كه داره اينه كه ميخوام بهش آخرين فرصت رو بدم . نميتونه يه شبه اين كاري رو كه 6 سال انجامش نداده انجامش بده خواهرم
نميتونه
چقدر دلم ميخواست يه خواهر داشتم تا الان سرمو ميذاشتم رو شونش و ناله ميكردم و اون پشتم بود اون به مامان بابام ميگفت اون تمومش ميكردهمتونو دوست دارم ممنونم كه به مشكلم توجه كردين مطمئنم من هرگز مثل شما نيستم .
مامان امروز ميگفت چرا چشمات اينطوري باد داره گفتم از بس خوابيدم گفت چشماتو ببند و دست كشيد پشت چشمام و گفت گريه كردي
گفتم نه براي چي ؟
هيچي نگفت
و من موندم چطور اول بايد زخماي خودم التيام بدم بعد بيام از اونا پرستاري كنم
واقعا چطوري تا خودم يكم آروم نشدم به اونا چيزي نگم اونم مامان تيزي كه من دارم.
يه خبر :
ظهر بهش زنگ زدم و گفتم گفتم تا مهر باهات ميمونم ديگه بيشترش ازم ساخته نيست اگه واقعا دو نفر همو بخوان به آب و آتيش ميزنن تا بهم برسن
بهش گفتم اينه بايد اول خواهرتو عروس كنيم بزرگترين اشتباهه چون هم به من داره ظلم ميشه هم خودت و هم خواهرت . شايد قسمت اون مردي باشه كه دو سال ديگه مياد سراغش چرا بايد اونو هم فدا كرد .
گفتم اينا بهونست . حتي گفتم ديگرا ميگن تو شايد به من علاقه داري اما عاشق يا دوست داشتن نه.
باورتون ميشه هيچي نگفت
انكار نكرد نگفت نه اين چه حرفيه نيكتا. نميتونم باور كنم سكوتشو[/size]








علاقه مندی ها (Bookmarks)