نیکتای عزیز
به همدردی خوش آمدی
آنچه برای شما پیش آمده ، یکی دیگر از دلایل عینی ما برای منع کردن دخترها و پسرها به رابطه دوستی حتی با وعده ازدواج است .
اینکه به دخترای گل و نازنین تأکید داریم رابطه دوستی را از هیچ پسری با وعده ازدواج در چند سال دیگر نپذیرید .... کاملاً حساب شده و با پشتوانه ای از نگاه کارشناسی و واقع بینانه است . دخترها اغلب هدفشان از رابطه ازدواج است و پسرها اغلب دوستی صرف و .... اگر پسری هم بخصوص در سنین پایین ( بین 18 تا 26 ) وعده ازدواج را صادقانه هم بدهد به او می گوییم چنین وعده ای نده . چون معلوم نیست فردا چه اتفاقی می افتد ، چون پسرها اغلب تغییر روحیه و گرایش پیدا می کنند . نشنیدی که می گویند مردا اغلب از 30 سال به بعد عاقل می شوند ، این اگر چه سخنی عوامانه است اما حکایت از واقعیتهای تجربه شده دارد .
بسیاری از این وعده ها از سوی پسرها به جایی کشیده که پسر تغییر نظر داده ، هم به خاطر فروکش کردن احساسات اولیه ( بیشتر به خاطر در دسترس بودن دختر مورد نظر ) ، هم به خاطر تغییر تفکر و نگرش و ... اما به خاطر وابستگی دختر را سر می داونند تا وقتی بخواهند قطعاً با کسی ازدواج کنند اونموقع کامل او را رد می کنند .
ما به دخترها توصیه می کنیم که در رابطه های دوستی وارد نشوند و از همون ابتدا به طرف بگویند فقط رسمی حاضرند رابطه ای را محدود و زیر نظر و با راهنمایی خانواده ها برای شناخت و به دور از احساسات داشته باشند . این ابراز قاطعانه پسر رو در موقعیت تصمیم گیری قرار می دهد و تکلیف معلوم می شود .
شما این قاطعیت را به خرج نداده ای . از طرفی می گویی او ترسو است و بنا به صحبتهای شما مشخصه استقلال عمل ندارد ( هم ترس و هم عدم استقلال و وابستگی به خانواده و پنهانکاری برای یک مرد از اشکالات اساسی است که در زندگی بسیار مسئله ساز خواهد بود ) یعنی هم شما با راه اومدنها و قاطعیت نداشتن و علاقه نشون دادنها و امید به به پایش نشستن ها و هم عدم استقلال خودش ، باعث شده او در موقعیت تصمیم گیری قرار نگیرد .
شما عزت نفس خود را پایمال کرده ای و در حالی که هیچ تعهدی به وی نداشته و نداری خودت را فراموش و همه جوره وی را در نظر گرفته ای >>>> اشتباه محض و بد آموز
شما روحیه ای بسیار رمانتیک دارید و همه چیز را از دریچه رمانتیکش می بینید ، حتی نگرانیت برای پدر و مادر بیشتر یک درام رمانتیک است و این نشان از احساسات غلیظ شما دارد که محور تصمیم گیریهایتان قرار گرفته و این در زندگی بسیار آسیب زاست چنانکه با وارد شدن در چنین رابطه ای و ادامه دادنش به شما آسیب زده است . باید ذهنتان را به دیدن مسائل به طور واقع بینانه عادت دهید و از این رمانتیک بودن و تجزیه و تحلیل احساسی بیرون بیایید .
راهکار عملی برای شما در حال حاضر :
بی هیچ صرف وقتی و دادن مهلتی به وی اعلام کنید دیگه به پاش نخواهید نشست و برنامه اتان این است که از این به بعد خواستگاران را جدی پذیرا باشید و برای ازدواج بررسی کنید . و از اینکه این مدت به پای وی صبر کردید ابراز کنید که اشتباه بوده و دیگر نمی خواهید این اشتباه را ادامه دهید .
مطمئنم به شما خواهد گفت که کار خوبی می کنی .
( چون این آقا پسر اگر به طور جدی خواهان شما بود به آب و آتش میزد که خانواده اش را جلو بفرستد . پس شما برایش یک موقعیت بوده ای که اگر شد شد اگر نشد هم نشد . ( تیری در تاریکی ) و آیا ارزش شما در این حد است که فردی شما را در موقعیت اگر شد شد اگر نشد هم نشد معطل بگذارد ؟؟؟!!!!!!!!!
قاطع باش و و با قطع این رابطه عزت نفس خود را احیاء کن و در جهت قطع وابستگی بکوش .
.

نوشته اصلی توسط
نيكتا
باورتون ميشه از سر شب كه باهاش دو كلمه اونم با قهر حرف زدم چقدر سر حالترم
چون عزت نفست را تقویت کرده ای و قاطع بوده ای ( آنچه که در خود پایمال کرده ای و این آفت این رابطه بوده برای شما )
همدم جان نه نميشه چاره ي نيست من بايد ببينمش تا يادشو براي هميشه حفظ كنم
بسیار اشتباه است ، شما باید بستر زدایی کنید ، یعنی برعکس این کاری که می خواهید بکنید انجام دهید . به قطع وابستگی نیاز دارید و این کار شما خلاف این جهت است
ميخوام الانم كه بهش زنگ ميزنم صداشو ضبط كنم تا اگه خداي نكرده يه جايي ديگه نتونستم دوريشو تحمل كنم به صداش گوش بدم
نکن ، این کار را نکن ، دلیلش را در بند قبل توضیح دادم
علاقه مندی ها (Bookmarks)