خوب عزيزم چه لزومي داره كه همچين سوالي از همسرت بپرسي. چند وقت پيش دوستم پيش مادرشوهرش از شوهرش پرسيده بود كه فلاني، اگر من و مادرت داشتيم توي آب غرق ميشديم و تو فقط ميتونستي يكيمونو نجات بدي، كدوممونو نجات ميدادي؟؟؟!! بنده خدا شوهره زير فشار نگاههاي مادر و همسرش نابود شد اما پاسخي ندادتازه دوستم هم شاكي شد كه اين همه مادرش منو اذيت كرده چرا نگفت كه منو نجات ميده!!!
دوست خوبم، پدر و مادر و خانوادهي هر فردي، بخشي از هويت و گذشتهي افراد رو تشكيل ميده. و هر چقدر هم اين هويت در زمان حال براي شما آزار دهنده باشه، نميتوني اين هويت رو از همسرت بگيري. من هم نميگم كه ميخواي بگيري اما قبول هم نميكني كه همسرت رو همينجوري دوست داشته باشي. با همين هويت. در عوض به عنوان يه زن تمام تلاش خودت رو بكن. هرگز خودت و يا خواهران همسرت رو در ترازوي مقايسه همسرت قرار نده.
بذار يه مثالي برات بزنم.
من يه برادرشوهر دارم كه در عين اينكه دوستش دارم اما ازش خيلي دلگيرم. چون خيلي از برخوردهاش توهين آميزه. يك روز همسرم خواست براي برادرش كاري انجام بده و من خيلي ازش دلگير شدم. مدام به خودم ميگفتم كه همسرم اگر منو دوست داشت، به برادرش كه اينهمه منو رنجونده كمك نميكرد. اما بعد كه با خودم فكر كردم ديدم خوب برادر من هم گاهي پيش اومده كه خودآگاه يا ناخودآگاه همسر منو رنجونده. برخوردش هميشه توي ذهنم ميمونه و هنوزم با دلگيري ازش ياد ميكنم اما نميتونم اگر زماني كاري براي برادرم از دستم بر مياد رو انجام ندم. به عبارتي ديگه اين دلگيري از برادر خودم باعث نشده كه مهرش از دلم بيرون بره و به عنوان يه خواهر كاري براش انجام ندم. الان نسبت به اين مسايل كاملاً بي تفاوت شدم. در واقع براي خواستههاي همسرم ارزش قائل ميشم چون ميدونم فقط من نيستم كه چشم و گوش دارم و خيلي از بدجنسيها رو ميبينم. بلكه اونم چشم و گوش و درك و فهم داره و تمامش رو درك ميكنه اما اين يه بخشي از قضيهاس و احساس وظيفه نسبت به اعضاي خانواده يه بخش ديگر اين قضيه. البته حمايت از همسر بخش خيلي مهمي رو در اين رابطه تشكيل ميده. حالا اين حمايت ميتونه يه نگاه تند، يا روي ترش يا حتي يه تذكر باشه.
نميدونم من فقط تجربهي خودم رو به شما گفتم. اونچه كه در طي اين چند سال زندگي زير يه سقف با همسر عزيزم كسب كردم. فقط اينو اضافه كنم كه هيچ آدمي كامل نيست، اما اغلب آدما از دريچهي كمال به آدماي اطرافشون نگاه ميكنن و خودشون رو محق ميدونن.
موفق باشي عزيز دلم







تازه دوستم هم شاكي شد كه اين همه مادرش منو اذيت كرده چرا نگفت كه منو نجات ميده!!!


علاقه مندی ها (Bookmarks)