سلام
من با شما موافقم. بعد روانی و درونی ما در تعامل و ارتباط با بعد بیرونی و اجتماعی ما هست. من به لحاظ اهمیتی که در مقدمه نبست به موخره داشتم، از بعد درونی شروع کردم. ولی بنا نیست در همین بعد بمانیم بعد از این مقدمه هست که انسان از خود وارسته می شود و نسبت به محیط پیرامون خود بیشتر احساس مسئولیت می کند.
اینکه غمگین نباشی ولی غم همنوع را درک کنی پله ای بالاتر از پله قبلی( رهایی درون است). لذا وقتی سوختی و خود را ساختی، نوبت به آن می رسد که در جهت ساختن پیرامونت بسوزی و این خیلی عالیه







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)