ممنون از همگي به خاطره كمكها و نظراتتون

تمامه خانواده امير به جز پدرش موافقن كه امير ازدواج كنه واسه همينم مادرش اومده و منو ديده و ...
خوب پس مشكلي برا ايشون وجود نداره وقتي تمام خانواده راضي هستند مطمئنا ميتونن پدر خانواده را راضي كنند پس اين مسئله كه پدرم ميگه هنوز زوده اصلا دليل خوبي از جانب ايشون برا تاخير نيست
-------------------------------------
وقتي من با امير بيرون ميرم مادر پدرم خيلي بهم زنگ ميزنن كه ببينن كجا هستم ... امير از اين مساله خيلي خوشش مياد. ميگه : خوشم مياد كه هواتو دارن و مراقبت هستن. و چون ميدونه كه مادر پدرم خيلي حساسن روي من ميگه: شايد اجازه ديداره دوباره ندن .پس
فعلا ريسك نكن
پس پدر مادرتون خيلي روتون حساسند
يه لحظه فكر كنيد اگه اونا بفهمند كه شما به صورت مخفيانه با ايشون رابطه داريد چه فكري در مورد شما و ايشون ميكنند و چند درصد احتمال داره ديگه حتي در صورت خواستگاري ايشون هم جواب رد بهش بدند چون از نظر خانواده تون اون ميتونه يكي باشه كه شما را گول زده
نگين خانواده تون نمي فهمند كه من ديدم حتي خانواده پسر هم فهميدند با اين كه حساسيت روشون كمتره چه برسه به شما كه دختريد
اگه خانواده تون خودشون باخبر بشن از دوستي شما احتمال داره ديگه اجازه ازدواج با ايشون را بهتون ندند
پس اين يه دليل كه خانواده تون را در جريان بذاريد البته اگه دو طرف واقعا قصد ازدواج داريد
-------------------------------
امير ميگه: بذار همه چيز بدون نقص پيش بره تا خدايي نكرده بعدا خانواده ها مخالفت نكنن. ميگه :
اگه در جريان باشن بعد مشكل پيش بياد و وصلت صورت نگيره من و تو و خانواده هامون بيشتر ضربه ميخورن و كوچيك ميشن!!!!
اتفاقا من برعكس فكر ميكنم اگه رابطه شما فقط 6ماه ديگه اينجوري ادامه پيدا كنه اونوقت اگه به قول ايشون وصلت صورت نگيره اونوقت شما به شدت ضربه مبخوريد و همينطور خانواده تون
ولي برعكس اگه اونا مطلع باشن چون احساسات تو رابطه كم ميشه و منطق بيشتر ميشه امكان ضربه خوردن كمتره
علاقه مندی ها (Bookmarks)