منم تا حدودي با آتنا جون موافقم ولي نه قطعي شخصا معتقدم تا زماني كه مي شه نبايد افكار پاك بچه ها رو با اين جور مسايل به هم ريخت.پسر من هر وقت از من در اين موارد سوالي مي پرسه با توجه به شرايط سني اش بهش جواب دادم مثلا يه بار حدود سه سال داشت و از من پرسيد چطور به دنيا اومده اون زمان صلاح نديدم بهش توضيح بدم فقط گفتم من و بابا با هم دعا كرديم و خدا تو رو گذاشت توي دل من بعد هم من رفتم بيمارستان خانم دكتر يه آمپول بهم زد و من خواب رفتم وقتي بيدار شدم تو رو از دلم بيرون آورده بودن...
4-5 ساله كه بود وقتي مي پرسيد مي گفتم خانم دكتر با چاقوي مخصوص پزشكي دل من رو باز كرده و تو رو از دلم بيرون آورده بعد هم با وسايل پزشكي دلم رو بستن
چند وقت پيش مشابه سوالش رو تكرار كرد(6 سالشه ) بهش گفتم مامان وبابا هر دو بايد با هم از خدا بخوان و دعا كنن كه بهشون بچه بده و تنهايي نمي شه به همين خاطر آدمها ازدواج مي كنن ...
مسلما اگه يه مدت ديگه ازم بپرسه يه خرده كاملتر براش توضيح مي دم
نبايد بچه رو در ندانستن نگه داشت ولي هر چيز به زمان خودش و با زبان كودك وگرنه نتايج نا مناسبي داره
در كل نبايد دروغ گفت ولي هيچ لزومي نداره همه چيز رو هم گفت...







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)