با امير صحبت كردم. گفتم ديگه نميتونم رابطه رو اين شكلي ادامه بدم... خيلي خيلي جدي تر از هميشه...
اول خيلي دليل اورد. اما بعدش ......
( خانواده امير نميدونن كه ما با هم رابطه داريم. فقط فكر ميكنن كه امير منو ديده و پسنديده.اما من در جريان نيستم)
واسه همين نبايد امير آدرس و شماره رو از جانب من به مادرش بگه!
امير گفت: لااقل بذار يه برنامه اي با هم هماهنگ كنيم
فكر كرديم. و آخر به اين نتيجه رسيديم كه امير به مادرش بگه كه محل كاره من زنگ بزنه. و شماره و آدرس خونه رو از همكارام بگيرن. تا واسه مراحل بعدي اقدام كنن
حالا نظرتون چيه؟؟؟؟ الان من بايد چي كار كنم؟؟؟؟
رابطه قطع بشه تا روزه خواستگاري؟؟؟؟؟ يا يه نقاط روشني داره ديده ميشه؟؟؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)