خواهر عزیزم
همه حرفای شما رو قبول دارم/ شما محبت و گرما و عشق لازم رو تو خونه نگرفتید/ یک رابطه با مرد دیگری به واسطه عشق و محبت بر قرار کردید/ و حالا این رابطه رو باید تکلیفش رو روشن کنید... این واقعیته! یعنی در مجموع باید یک زندگی رو بسازید... و چون داشتن دو زندگی با دو مرد برای یک زن جمع اضداد است و شدنی نیست باید یکی از این دو رو خاتمه بدید... هر چه زودتر بهتر!
من به چند دلیل می گم رابطه جدید رو ادامه ندید و زندگی قبلی رو حفظ کنید، شما هم خوب به حرفام فکر کنید
۱. ساختن یه زندگی جدید ساده تر از زندگی قبلی نیست. یعنی اگر انرژی داشته باشی که زندگی جدیدی رو شروع کنی یک هزارمش رو بذاری زندگی قبلیت بهشت می شه
۲. با توجه به اینکه مدتهاست زندگی کردی سایه زندگی قبلی به سادگی نخواهد گذاشت زندگی جدید رو با سعادت همراه کنی
۳. ریسک به دست اوردن یک مرد اونهم با وضعیتی که ترسیم کردی خیلی بالاست...
۴. استرس ناشی از مرگ عزیزی رو اگر ۱۰۰ در نظر بگیریم استرس طلاق حدود ۹۰ است و دوره سوگ طولانی و افسردگی شدید
۵. موردی که در ایتم چهار گفتم نخواهد گذاشت شما به سادگی از این زندگی خارج و به زندگی جدید وارد بشی
۶. بسیاری از دلائل شما برای جذابیت اون عشقتون، عدم محبت شوهرتون و نداشته های شماست.. خب اگر این وسط شوهرتون حذف بشه، بعید می دونم اون مرد انتخاب مناسبی برای شما باشه
۷. تو خطاهای شناختی بسیاری داری، ائین زندگی رو یاد نگرفتی و مهارتهای لازم رو بلد نیستی... این موجب می شه زندگی بعدی تو هم بهتر از این نباشه
۸. متاسفانه واقعیت اینه که نمی تونی هر دو زندگی رو با هم داشته باشی... پس باید خوب فکر کنی و تصمیم جدی بگیری
در مجموع توصیه من به شما اینه که برای بازسازی زندگی فعلی تلاش کنید ، هر چند اعتقادی به این ندارم که چون بچه داری بسوز و بساز و همیشه می تونی این زندگی رو تموم کنی که این حق همواره برای تو هست...اما زمانی که واقعا ارزشش رو داشته باشه
سوالی بود بپرس









علاقه مندی ها (Bookmarks)