سلام
پدر من یه مدیر آموزش پرورشِ که تو آستانه ی باز نشتگی قرار داره و پدر ایشون هم صاحب کارخانه هستند.بله ایشون از عشق من خبر دارند و عاشقانه دوستم دارند.لازم به ذکر که ما اول با عقل پیش رفتیم و از کورکورانه تصمیم گرفتن دوری کردیم،بعد عاشق هم شدیم.دانشجوی عمرانم و حدودا الان 500 تومن ماهی درآمد دارم وسربازی هم نرفتم.از نظر خودم و عشقم ما میتونیم الان ازدواج کنیم البته خانواده ی ایشون هم با این ازدواج موافق هستن به خاطر شناختی که از پدرم دارند و این رضایت هم به این دلیل هست که با این همه دارا بودنشون به انسانیت بیشتر اهمیت میدن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)