به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 34 از 49 نخستنخست ... 414242526272829303132333435363738394041424344 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 331 تا 340 , از مجموع 485
  1. #331
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده



    حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
    اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

    هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
    وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

    رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها
    وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو


    باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
    گر سوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو


    آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده
    آن گوش و عارض بایدت دردانه شو دردانه شو

    چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما
    فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو

    تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی
    چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو


    اندیشه‌ات جایی رود وآنگه تو را آن جا کشد
    ز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو


    قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دل‌های ما
    مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو

    بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را
    کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو

    گوید سلیمان مر تو را بشنو لسان الطیر را
    دامی و مرغ از تو رمد رو لانه شو رو لانه شو

    گر چهره بنماید صنم پر شو از او چون آینه
    ور زلف بگشاید صنم رو شانه شو رو شانه شو

    تا کی دوشاخه چون رخی تا کی چو بیذق کم تکی
    تا کی چو فرزین کژ روی فرزانه شو فرزانه شو

    شکرانه دادی عشق را از تحفه‌ها و مال‌ها
    هل مال را خود را بده شکرانه شو شکرانه شو


    یک مدتی ارکان بدی یک مدتی حیوان بدی
    یک مدتی چون جان شدی جانانه شو جانانه شو


    ای ناطقه بر بام و در تا کی روی در خانه پر
    نطق زبان را ترک کن بی‌چانه شو بی‌چانه شو


  2. 3 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (سه شنبه 24 اردیبهشت 87)

  3. #332
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 شهریور 01 [ 10:24]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,166
    امتیاز
    41,377
    سطح
    100
    Points: 41,377, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    2,961

    تشکرشده 3,584 در 906 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    چه مستی است ندانم که رو بما اورد
    که بود ساقی واین باده ازکجا اورد
    تو نیز باده بچنگ آرو راه صحرا گیر
    که مرغ نغمه سراساز خوش نوا اورد
    دلا چو غنچه شکایت زکار بسته مکن
    که باد صبح نسیم گره گشا اورد
    رسیدن گل و نسرین بخیر و خوبی باد
    بنفشه شاد و کش امد سمن صفا اورد
    صبا بخوش خبری هدهد سلیمان است
    که مژده طرب از گلشن سبا اورد
    علاج ضعف دل ما کرشمه ی ساقی است
    برآر سرکه طبیب امد و دوا آورد
    مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ
    چرا که وعده تو کردیّ و او بجا اورد
    به تنگ چشمی ان ترک لشکری نازم
    که حمله برمن درویش یک قبا اورد
    فلک غلامی حافظ کنون بطوع کند
    که التجا بدر دولت شمااورد

  4. 2 کاربر از پست مفید setareh تشکرکرده اند .

    setareh (سه شنبه 24 اردیبهشت 87)

  5. #333
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 13 اردیبهشت 04 [ 21:37]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    24,495
    سطح
    95
    Points: 24,495, Level: 95
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 855
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranRecommendation Second Class10000 Experience PointsSocialTagger Second Class
    تشکرها
    2,042

    تشکرشده 2,234 در 570 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
    شرح دهم غم دلم نکته به نکته مو به مو
    میرود از فراق تو خون دل از دو دیده ام
    دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو
    از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام
    خانه به خانه در به در کوچه به کوچه کو به کو
    دور دهان تنگ تو عارض عنبرین خطت
    غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله جو به جو
    مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان
    پرده به پرده نخ به نخ تار به تار پود به پود
    در دل خویش طاهره گشت و نیافت جز تو را
    صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو

    "طاهره قره العین"

  6. 3 کاربر از پست مفید طاهره تشکرکرده اند .

    طاهره (سه شنبه 24 اردیبهشت 87)

  7. #334
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 فروردین 89 [ 23:29]
    تاریخ عضویت
    1386-10-30
    نوشته ها
    178
    امتیاز
    4,302
    سطح
    41
    Points: 4,302, Level: 41
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    300

    تشکرشده 303 در 128 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    رفتن ، رسیدن است

    موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است
    ساحل بهانه ای است ، رفتن رسیدن است

    تا شعله در سریم ، پروانه اخگریم
    شمعیم و اشک ما ،در خود چکیدن است

    ما مرغ بی پریم ، از فوج دیگریم
    پرواز بال ما ، در خون تپیدن است

    پر می کشیم و بال ، بر پرده ی خیال
    اعجاز ذوق ما ، در پر کشیدن است

    ما هیچ نیستیم ، جز سایه ای ز خویش
    آیین آینه ، خود را ندیدن است

    گفتی مرا بخوان ، خواندیم و خامشی
    پاسخ همین تو را ، تنها شنیدن است

    بی درد و بی غم است ، چیدن رسیده را
    خامیم و درد ما ، از کال چیدن است

    شادروان ، زنده یاد استاد قیصر امین پور

  8. 2 کاربر از پست مفید zeinab تشکرکرده اند .

    zeinab (سه شنبه 24 اردیبهشت 87)

  9. #335
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 آذر 89 [ 11:10]
    تاریخ عضویت
    1386-7-02
    نوشته ها
    548
    امتیاز
    13,995
    سطح
    76
    Points: 13,995, Level: 76
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    496

    تشکرشده 507 در 236 پست

    Rep Power
    73
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    تيز دوم تيز دوم تا به سواران برسم
    نيست شوم نيست شوم تا بر جانان برسم
    خوش شده ام خوش شده ام پاره آتش شده ام
    خانه بسوزم بروم تا به بيابان برسم
    خاک شوم خاک شوم تا ز تو سرسبز شوم
    آب شوم سجده کنان تا به گلستان برسم
    چونکه فتادم ز فلک ذره صفت لرزانم
    ايمن و بي لرز شوم چونکه به پايان برسم
    چرخ بود جاي شرف خاک بود جاي تلف
    باز رهم زين دو خطر چون بر سلطان برسم
    عالم اين خاک و هوا گوهر کفر است وفنا
    در دل کفر آمده ام تا که به ايمان برسم
    آن شه موزون جهان عاشق موزون طلبد
    شد رخ من سکه زر تا که به ميزان برسم
    رحمت حق آب بود جز که به پستي نرود
    خاکي و مرحوم شوم تا بر رحمان برسم
    هيچ طبيبي ندهد بي مرضي حب و دوا
    من همگي درد شوم تا که به درمان برسم


    شعر : حضرت مولانا
    راستی من نمی تونم اشعار مولانا رو نشسته بخونم شما چی ؟

  10. 2 کاربر از پست مفید 108 تشکرکرده اند .

    108 (سه شنبه 24 اردیبهشت 87)

  11. #336
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 فروردین 89 [ 23:29]
    تاریخ عضویت
    1386-10-30
    نوشته ها
    178
    امتیاز
    4,302
    سطح
    41
    Points: 4,302, Level: 41
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    300

    تشکرشده 303 در 128 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    شعری که می خوام بنویسم اسمش محکمه الهی هست

    شاید در نظر اول این شعر مناسب تاپیک اشعار طنز باشه.

    بار اول که می خونید فقط می خندید، بار دوم هم می خندید و هم به فکر فرو می رید و دفعه های بعد به مضمون و مصادیق این شعر توجه می کنید.
    به همین دلیل من این شعر رو اینجا قرار می دم

    با اجازه شاعر محترم جناب آقای خلیل جوادی

    محکمه الهی

    یه شب که من حسابی خسته بودم

    همین جــوری چشامو بستـه بـودم

    سیاهی چشــام یه لحظه سُـر خـورد

    یــه دفعـه مثل مرده ها خوابم برد

    تــو خواب دیدم محشر کــبری شده

    محکـمــة الهــــی بــر پــــا شـــده

    خـــدا نشستـه مــردم از مــرد و زن

    ردیف ردیف مقــابلش واستــــادن

    چرتکه گذاشتــه و حساب می کنـه

    به بنده هاش عتاب خطاب می کنـه

    میگه چـرا این همــه لج می کنیـد

    راهتــونو بـی خـودی کج مـی کنیـد

    آیــــه فرستـادم کــه آدم بشیـــد

    بــا دلخوشـی کنــار هـم جـم بشید

    دلای غــم گرفتــه رو شــ­­ــاد کنیــد

    بـا فکــرتـون دنیــــا رو آبــاد کنیـد

    عقــل دادم بـریـــد تــدبـّر کـنیــد

    نـه اینکه جای عقلو کــاه پر کنیـد

    مــن بهتون چقد مـــاشالاّ گفتــم

    نیـــــــافریـده بــاریکــلاّ گفتـــم

    من که هـواتونو همیشـه داشتـــم

    حتی یه لحظــه گشنه تون نذاشتـم

    امــــا شمـا بازی نکــرده باختیـــد

    نشـستیـد و خــــدای جعلی ساختیـد

    هـر کـدوم از شما خودش خدا شـــد

    از مــــا و آیــه های مـا جـدا شــــد

    یه جو زمین و این همه شلوغـــی؟

    این همه دیــن و مذهب دروغـــی؟

    حقیقتـاً شماهـــا خیـلی پستـیـن

    خــر نبـاشیـن گـــاوو نمـی پرستین

    از تـوی جـم یکــی بـُلن شد ایستاد

    بُـلن بـُلن هــی صلـــــوات فرستـاد

    از اون قیافه هــای پـشـم و پـيـلـي

    از اون اعُجـوبـه هـاي چـرب و چـيـلي

    گف چــرا هیشکی روسری سرش نیست

    پس چـرا هیشکی پیش همسرش نیست

    چــرا زنـا ایـــن جـــوری بد لبــاسن

    مــردای غیـــــرتــی کجــا پلاسـن؟

    خــدا بهش گف بتمـرگ حرف نــزن

    اینجا کـــه فرقی نـدارن مــــرد و زن

    یــارو کِنِف شــد ولــی از رو نــرفت

    حرف خـدا از گـوش اون تو نـرفـت

    چشاش مـی چرخه نمی دونم چشــه

    آهان می خواد یواشکی جیم بشــه

    دید یـــه کمی سرش شلوغـــه خـدا

    یواش یواش شـد از جماعت جـــدا

    بــا شکمـی شبیـــه بشکــة نفت

    یهو سرش رو پایین انـداخت و رفت

    قــراولا چـــن تــا بهش ایس دادن

    یــارو وا نستاد تـا جلوش واستـادن

    فوری در آورد واسه شون چک کشید

    گف ببرید وصول کنیـد خوش بشیـد

    دلــــم بـــــرای حــوریـا لـک زده

    دیـر بــرســم یکــی دیگـه تـک زده

    اگــــر نرم حوریــــه دلگیر میشــــه

    تو رو خــــدا بذار برم دیر میشـــــه

    قراول حضــرت حــق دمش گــــرم

    بـا رشـــوه ی خیلی کلـون نشد نـرم

    گـــوشای یــارو رو گرف تو دستـش

    کشون کشون برد و یه جایـی بستش

    رشوه ی حاجــی رو ضمیمــه کــردن

    تـوی جهنـم اونــو بیمــه کـــردن

    حاجیــه داش بـُلن بُـلن غر مـــی زد

    داش روی اعصـابـــــا تلنگر مــــی زد

    خدا بهش گف دیگه بس کن حاجـی

    یه خورده هم حبس نفس کــن حـاجـی

    ایـن همــــه آدم رو معــطّل نکـن

    بگیـر بشین این قــــده کل کل نکــن

    یـــه عا لمه نامــه داریـم نخــونده

    تـــــازه ، هنوز کُرات دیگــــه مـونده

    نامــه ی تـو پر از کـــارای زشتـــــه

    کی به تو گفتـه جات توی بهشتــــه ؟

    بهش جـــــای آدمــای بـاحالـــــه

    ولت کنـــــم بری بهش ؟ محالـــــه

    یادتــــه کـه چقد ریا می کـــــردی

    بنده هــای مـــــارو سیـا مـــی کردی

    تا یـــه نفر دور و بــرت مـی دیــــدی

    چقد ولا الضّــــا لّینـو مـی کشیـــدی

    این همه که روضه و نوحــه خونـدی

    یه لقمه نون دست کسی رسـونـــدی؟

    خیال می کردی ما حواسمــون نیس

    نظم نظام هستی کشکـی کشکی س؟

    هر کـــــاری کـردی بچــه هـا نوشتن

    می خوای برو خـودت ببین تـــو زونکن

    خلاصـــه ، وقتی یـارو فهمید اینـــه

    بـــــازم دُرُس نمـی تونس بشینــــه

    کاسه ی صبرش یه دفـه سر می رف

    تـــا فرصـتی گیر می آورد در می رف

    قیـامتـه اینجـــا عجـب جـــــاییــه

    جــون شمــــا خیلـی تمـاشـــاییــه

    از یــــه طرف کلــی کشیش آوردن

    کشون کشون همـه رو پیش آوردن

    گفتـم اینـــــارو کـــــه قطار کردن

    بیچـــــاره ها مگـــه چیکار کــردن؟

    مأ موره گف میگم بهت مــن الان

    مفسد فی الارض کــه میگن همین هان

    گفت: اینـــــا بهش فروشی کـردن

    بـــی پـدرا خــــــدارو جوشی کــردن

    بنـــــام دین حسابی خــوردن اینها

    کـــفر خـــــــدارو در آوردن اینهــــا

    بد جــوری ژاندارکو اینـــا چزونـدن

    زنــده تـوی آتیش اونـــو سوزوندن

    روی زمین خـــدایی پیشــه کــردن

    خون گالیلـــه رو تو شیشــه کــردن

    اگــــه بهش بگی کُلاتــو صاف کن

    بهت میگـــه بشین و اعتـراف کــن

    همیشـــه در حــال نظاره بــــودن

    شما بگـــــو اینا چی کــــاره بـودن؟

    خیام اومد یه بطری ام تــو دستش

    رفت و یه گوشــه یی گرف نشستش

    حــــاجی بُـلن شد با صـدای محکم

    گف : ایـن آقـــا بـاید بــره جهنـــم

    خدا بهش گف تـــو دخـا لت نکــن

    بــــه اهـل معرفت جسارت نکـــن

    بگــــو چرا بـــه خون این هلاکـــی

    این کـــه نه مدعی داره نـــه شاکـی

    نــه گـرد و خاک کــرده و نـه هیاهـو

    نــــه عربده کشیده و نـــه چاقــــو

    نـــه مال این نــــه مال اونـو برده

    فقط عـــرق خــــریده رفتـــه خورده

    آدم خوبیـه هـــــــواشو داشتــــم

    اینجا خــــودم براش شراب گذاشتـم

    یهــــو شنیــــدم ایس خبردار دادن

    نشستـه ها بُــلن شـدن واستـــادن



    حضرت اسرافیل از اونــــور اومد

    رف روی چـــار پایــه و چــن تا صـــور زد

    دیــــدم دارن تخت روون میــــارن

    فرشتـــه هــــا رو دوششــون میـــارن

    مونده بودم کــه این کیـــه خدایا

    تـــو محشـر این کــارا چیـــــه خدایـــا

    فِک می کنید داخل اون تخ کی بود

    الان میگم ،یـه لحظه ، اسمش چی بـود؟

    اون که تو دنیا مثل توپ صدا کـرد

    همون کــــه این لامپــارو اختـرا کــــرد

    همونکه کاراش عالی بود اون دیگه

    بگید بــابــا ، تومــــاس ادیسون دیگـه

    خــدا بهش گف دیگـــه پایین نیـا

    یـــــه راس بـــــرو بهش پیش انبیـــا

    وقت و تلف نکن تــوماس زود برو

    بــه هـر وسیلــه ای اگـــــر بود بــــرو

    از روی پل نری یـــه وخ مـی افتــی

    مـیگــم هــــوایی ببرنـــد و مفتـــــی

    باز حاجــی ساکت نتونس بشینـــه

    گفت کـــه : مفهــــوم عدالت اینـــه؟

    آخه ادیسون کــه مسلمون نبود

    ایـن بـابـا اهل دیــن و ایمــــون نبــود

    نــه روضه رفته بود نــه پـای منبر

    نــه شمـر می دونس چیـه نــــه خـنجــر

    یــه رکعت ام نماز شب نخــونـده

    با سیم میماش شب رو به صُب رسونده

    حرفــای یارو کــه بـــه اینجا رسید

    خـــدا یه آهـــی از تــــــه دل کشیـــد

    حضرت حق خــودش رو جابجا کرد

    یــــــه کم به این حاجی نیگا نیگا کـرد

    از اون نگـاههـای عـاقل انـدر ـــــ

    [ سفیه ] شــــــو بـاید بیــارم ایـن ور

    با اینکه خیلی خیلی خستـه هم بود

    خطاب بــــه بنده هاش دوبـاره فرمـــود

    شمـــا عجب کلّـــه خرایی هستید

    بـــابــا عجب جـــــونـورایـی هستیـــد

    شمر اگه بود آدولف هیتلــرم بود

    خـنجــر اگـــــر بــود روو ِلــوِرم بـود

    حیفه کــــه آدم خودشو پیر کنــه

    و ســـوزنش فقط یــــه جـــا گیر کنــه

    میگیـد تومـاس من مسلمـون نبـود

    اهل نمــاز و دیـن و ایمــــون نبــــود

    اولاً از کجا میگیــد ایـن حرفــــو ؟

    در بیــــارید کـلّــة زیــــر بـــرفـــو

    اون منــو بهتـر از شمـا شنـاختـه

    دلیلشـم این چیزایــی کــــه ساختـــه

    درسـتـــه گفتـه ام عبـادت کنیــد

    نگفتــــــه ام به خلـق خدمت کنیـد؟

    تومـاس نه بُم ساخته نه جنگ کرده

    دنیـــارو هم کلـّـــی قشنگ کــــــرده

    من یـــه چراغ کــه بیشتـر نداشتـم

    اونم تـــو آسمونـا کــــار گذاشتـــم

    توماس تو هر اتاق چراغ روشن کرد

    نمیدونید چقــــد کمک به مــن کـرد

    تو دنیـا هیچـکی بـی چـراغ نبوده

    یا اگـرم بـوده ، تــــو بــاغ نبــوده

    خــدا بـرای حاجـــــی آتش افــروخت

    دروغ چرا یـــه کم براش دلــم سوخت

    طفلی تــو باورش چــــه قصرا ساخته

    اما بـــه اینجا کـــــه رسیده باختــــه

    یکی میاد یــــه هاله ایی بــاهاشـــه

    چقـــد بهش میـــاد فرشتـــه باشـــه

    اومد رسید و دست گذاش رو دوشــم

    دهـــانشـــــو آوُرد کنــــار گـوشـــم

    گف:تو کــه کلّه ات پرِ قورمـه سبزیست

    وقتی نمــی فهمی، بپرســی بــد نیست

    اونکـــه نشستـه یک مقــام والاست

    متــرجمـــه ، رفیق حق تعالـــی ست

    خـودِ خــــدا نیست ، نمـاینده شـــــه

    مــــورد اعتماده شـــه بنــده شـــــه

    خــــدای لم یلد کــــه دیدنــی نیس

    صــــداش با این گوشـا شنیدنی نیس

    شمــــا زمینیـــا همــش همینیـــد

    اونــــورِ میـــزی رو خـــــدا مـی بینیـد

    همینجوری می خواس بلن شه نم نم

    گف : کـــه پاشو، بـاید بــری جهنــــم

    وقتـی دیـدم منم گــــرفتار شــــدم

    داد کشیــدم یــــه دفعـه بیدار شدم


    وبلاگ ایشون برای دیدن سایر اشعار
    http://khaliljavadi.blogfa.com/

  12. کاربر روبرو از پست مفید zeinab تشکرکرده است .

    zeinab (یکشنبه 29 اردیبهشت 87)

  13. #337
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 مهر 87 [ 11:26]
    تاریخ عضویت
    1386-11-01
    نوشته ها
    185
    امتیاز
    5,213
    سطح
    46
    Points: 5,213, Level: 46
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    229

    تشکرشده 239 در 119 پست

    Rep Power
    37
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    معاشران گره از زلف یار باز کنید
    شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید

    حضور خلوت انس است و دوستان جمعند
    و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید

    رباب و چنگ به بانگ بلند می گویند
    که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید

    به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
    گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید

    میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
    چو یار ناز نماید شما نیاز کنید

    نخست موعظه ی پیر صحبت این حرف است
    که از مصاحب نا جنس احتراز کنید

    هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
    برو نمرده به فتوی من نماز کنید

    وگر طلب کند انعامی از شما حافظ
    حواله اش به لب یار دلنواز کنید

  14. #338
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    در انجمن عقل فروشان ننهم پا
    دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد

    تا چند كنی قصه ز اسكندر و دارا
    ده روزه عمر این همه افسانه ندار

  15. کاربر روبرو از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده است .

    مدیرهمدردی (چهارشنبه 25 اردیبهشت 87)

  16. #339
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 آذر 89 [ 11:10]
    تاریخ عضویت
    1386-7-02
    نوشته ها
    548
    امتیاز
    13,995
    سطح
    76
    Points: 13,995, Level: 76
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    496

    تشکرشده 507 در 236 پست

    Rep Power
    73
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    آمد بهار عاشقان تا خاكدان بستان شود
    آمد ندای آسمان تا مرغ جان پران شود

    هم بحر پر گوهر شود، هم شوره چون گوهر شود
    هم سنگ لعل كان شود هم جسم جمله جان شود

    دانی چرا چون ابر شد در عشق چشم عاشقان
    زيرا كه آن مه بيشتر در ابرها پنهان شود



    مولانا

  17. #340
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 87 [ 09:00]
    تاریخ عضویت
    1387-2-27
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    3,561
    سطح
    37
    Points: 3,561, Level: 37
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 5 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    حرفی بزن چیزی بگو کین بغ در من بشکند
    بغضی که دارد از درون دور از تو می ترکاندم......

  18. کاربر روبرو از پست مفید azadeh_a تشکرکرده است .

    azadeh_a (جمعه 27 اردیبهشت 87)


 
صفحه 34 از 49 نخستنخست ... 414242526272829303132333435363738394041424344 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 54
    آخرين نوشته: چهارشنبه 17 تیر 94, 18:47
  2. سرد شدن نسبت به همسر بدلیل مشکلات زیاد
    توسط سناریا در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: شنبه 16 خرداد 94, 18:34
  3. از اینکه خیلی زیاد عاشق شوهرمم خسته شدم چون مشکلات زیادی برام ایجاد کرده
    توسط مهشید93 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 دی 93, 15:23
  4. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 خرداد 93, 10:55
  5. استرس شدید -تنبلی زیاد -بی حوصلگی زیاد باعث شده همه اش بخورم
    توسط پونه در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 دی 92, 23:06

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.