ولی خدا به اندازه باور هر نفر به او عنایت می کنهنوشته اصلی توسط ليلا موفق
باور کنید بشر قابل تغییر است .
من مایوس نیستم . همینطور هم دارم قشنگ زندگی می کنم و از زندگیم دفاع می کنم .
[quote=yekmontazer]
ولی خدا به اندازه باور هر نفر به او عنایت می کنهنوشته اصلی توسط ليلا موفق
باور کنید بشر قابل تغییر است .
من مایوس نیستم . همینطور هم دارم قشنگ زندگی می کنم و از زندگیم دفاع می کنم .
-------------------------------------
من به تایپیک شما رجوع کردم
حالت عادي اينقدر رفتارم مهربون و بچه گونه است. كه وقتي يك كم سر سنگين ميشم (البته بدون اينكه قهر باشم) همه مي فهمند. و بهشون خيلي فشار مي آيد.
نمي تونم مشكلات زندگيم را به پدر و مادرم بگم. (از ترس اينكه غصه بخورند)
اگه رفتارم را مثل قبل خوب و پر از احساس كنم پس مهدي چطوري بفهمه كه داره به جسم و روح من چه آسيب جبران ناپذيري مي زنه.
مهدي چند دقيقه بعد از اينكه بدترين حرف ها را به من مي زنه مي ياد بغلم ميكنه و ميگه ببخشيد.
دليل اين رفتارش چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟اگه من واقعا مقصرم................................
اگر من بعد از اون همه ناراحتي كه در وجودم بوجود آورده بلافاصله باهاش مثل قبل رفتار كنم. اين يعني كه اين چرخه معيوب مدام تكرار بشه. غافل از اينكه روح و جسم من داره تو اين چرخه معيوب روز به روز ساييده تر و ساييده تر ميشه.
ديشب چيزي از دعواي اون شب بهش نگفتم فقط چند بار كه بهم ابراز علاقه كرد. بهش گفتم اگه دوستم داري ديگه اذيتم نكن.
------------------------------
تو این قسمت حرفهاتون با هم مشترکیم
تایید نمی کنم ولی روش فکر می کنم تا به جواب مناسبی برسیم
تا بفهمیم ایراد من و شما کجاست؟
---------------------نوشته اصلی توسط keyvan_tachra
با سلام
من اصلا از ارتباط ایشان مشکلی ندارم
و تازه من زمینه لازم را فراهم می کنم به خاطر وظیفه دینی و انسانی خودم.
این هم که گفتم نه اینکه مشکلم این است .فقط در جواب به سوال یکی از اعضا جواب دادم .
فقط ثمرات تاثیر پذیری منفی آن بد است و به زندگیم بر می گردد.
وگرنه من وظیفه انسانی و دینیم را به نهو احسن انجام می دهم بطوری که برای خودشان جای تعجب است .











علاقه مندی ها (Bookmarks)