بنام خدا
امان از این کلام که : یجر الکلام
ضمن تشکر از دوستان همدرد ، لازمه نکته ای رو هر چند به اختصار و بخصوص در رابطه با مطالب مدیر محترم همدردی ، آقای عرفان مرادی ، خانم طاهره و دیگر عزیزان عرض کنم :
نوع افراد ، خانواده ، تربیت ، خودسازی و غیره و همه و همه هیچکدام باعث تغییر امور فطری نمی شوند .
شرطی کردن بحث دیگری است ، ما می توانیم در اثر اتخاذ برخی روشها و با ممارستهای خاص عکس العملی متفاوت به یک واقعه ای داشته باشیم ( مثلا با دیدن یک تابلو زیبا بزنیم زیر گریه ! یا .. ) اما این به معنی این نیست که فطرت ما از زیبایی روی گردان شده و در مقابل دیدن آن اظهار تالم می کنیم .
واقعیت این است که خداوند در خلقت ما نیروها و غرایزی را قرار داده که لاینفک وجود ما هستند .
هنر ، وظیفه و تکلیف ما کنترل آنها در مسیر صحیح است نه سرکوب ، تغییر یا انحراف و حتی انکار آن .
با این توضیح ضرورت برای افراد عادی چون منی تربیت و کنترل چشم و گوش و زبان و قلب خود است تا اینکه به غیر " آنچه خدا حلال کرده " نگاه نکنم و گوش فرا ندهم و .. .
از همین روست که شنیده اید اگر در محضر برخی بزرگان کوچکترین غیبتی صورت می گرفت جلسه را ترک می کردند ، نه اینکه بگویند غیبت روی ما که در اثر تربیت و .. به مراحلی رسیده ایم اثری ندارد .
لذا واقعیت این است که مثلا " تبرج " ( خودنمایی ) برای زنان و این نگاه به حرام – چشم چرانی – برای مردان نوعا وجود داره و لذتهایی هم داره ، حال اینکه نوع این لذت چیست ؟ زود گذر است یا غیره بحث دیگری است . مهم این است که نوع ماها باید خود را کنترل کنیم و نبایستی به بهانه نوع تربیتمان یا مسایلی از این دست منکر تاثیر آن بر روی خودمان شویم .
البته اگر خدا توفیق دهد و افرادی به مراحل بالا یی از انسانیت دست یابند حتما دیگر از حرام لذت نمی برند اما باز هم تکالیفشان به قوت خود باقی است .
ضمن اینکه نکته خانم طاهره که اشاره کردن :
" آیا این مساله براتون جالب نیست که در احکام فقهی ما اومده اگر شما به جایی رسیدین که تونستین راسا از دین برداشت کنید نیازی به مرجع تقلید و ... "
محل بحثه که خب فضای خودش رو می طلبه .







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)