بابا آقا سامان برادر من چجور عاشقی هستی که اینهمه بی تابی؟؟؟

منم یه عاشق دلسوخته ام با این فرق که من بعد از یک سال نامزدیم بهم خورد با کسی که بعد از

این همه وقت هنوز عاشقشم...تازه ما رو بدون منطق به زور از هم جدا کردن اما با همه دردناکی

این قضیه حتی لحظه ای نگفتیم که داریم میمیریم یا به خودکشی فکر نکردیم...نه من نه عشقم

اشک زیاد ریختیما ... نامزدم که انقدر اشک ریخت تا مرز کوری پیش رفت و من مدتها بیمار بودم

اما عسل خوب حرفی زد ... فقط اشک بریز و با خدا راز و نیاز کن ... فقط خودتی که میتونی خودتو

آروم کنی...باور کن گذشت زمان و صبر گشایش همه مشکلاته

از خدا بخواه بهت صبر و آرامش بده و سوره والعصر رو زیاد بخون

وغسل صبر زیاد بکن...من هنوز داغ عشق روی دلمه اما آرومم و صبور و یاد خدا این آرامش رو

بهم داد