این یعنی اونم می خواد این وضع درست شه
این یعنی هنوزم تو و زندگیش براش مهمه![]()
تشکرشده 3,442 در 1,036 پست
این یعنی اونم می خواد این وضع درست شه
این یعنی هنوزم تو و زندگیش براش مهمه![]()
[align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]
eghlima (دوشنبه 14 شهریور 90)
تشکرشده 1,673 در 522 پست
لیلا جون مشاوره نیستا دکتر روانپزشکه.
اصلا دکترای روانپزشک میذارن دو نفر همزمان با هم برن و صحبتاشونو بکنن، فکر نمیکنما!!!!!!!!!!!
چون به نظر من شوهرمم افسردگی داره،همیشه یه لباسو میپوشه ، زود داغ میکنه و عصبی میشه و بهت میپره!!
زیاد حوصله نداره.ناراحته. حرف نمیزنه و ...........
نمیدونم میشه کسایی که رفتن راهنمایی کنند.
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
آفتاب همدرد (دوشنبه 14 شهریور 90)
تشکرشده 2,035 در 738 پست
من مشاوره زياد رفتم ولي تا حالا روانپزشك نرفتم. نمي دونم مي توني زنگ بزني از منشي اش يا خودش سوال كني و بپرسي كه چيكار بايد بكني و چطوري بريد.
فقط تمام تلاشت را بكن كه جلسه اول تو ذوق شوهرت نخوره و زده نشه تا جلسات را ادامه بده. اين خيلي مهمه مينا جان. بايد ادامه بديد.
ليلا موفق (دوشنبه 14 شهریور 90)
تشکرشده 2,204 در 465 پست
سلام دوست خوبم.
نوشته اصلی توسط مینا چ
shabe barooni (چهارشنبه 16 شهریور 90)
تشکرشده 1,673 در 522 پست
شب بارونی عزیزم مرسی که زحمت کشیدی .ممنونم.
همه حرفاتونو قبول دارم فقط در یک مورد که گفتین: پس همسرت رو هنرمندانه جذب کن. هر شخصی به همانجایی جذب میشه، که نیازهای عاطفی او پاسخ گفته میشه و با او آزادانه برخورد میشه. زیاد متوجه نشدم!!!!!
آخه رفتار مامانشم اصلا با اون خوب نیست،تازه به نظر من اگه مامانش به من هم بی احترامی کنه در اصل داره به اون بی احترامی میذاره.
هیچ وقت مدافع من نیست.حتی زمانی که حقو کاملا به من میده میگه: تو در مقابل بدی اونا خوبی کن هرچند اونا هیچ منظوری نداشتن تو داری تفسیر میکنی!!!!
هر وقت بگه باید پاشم باهاش برم خونشون(اگه نرم دعواس و کتک) در حالی که میدونه چقدر اونا بد برخورد میکنند و چقدر من اذیت میشم.تو اونجا به هیچ وجه نیازهای عاطفیمون براورده که نمیشه هزار تا دعوا هم درست میشه!
راههای جذب کردنو هم زیاد بلد نیستم.(نمیتونم به کسی محبت کنم که به خاطر دفاع از کارهای زشت مامانش به من سیلی میزنه!!!!!!!!!!!!)
نوشته اصلی توسط sahra100
در مورد رفتار قاطعانه بدون تهدید هم اگه میشه یک کم توضیح بدین واسم.
بازم ممنونم.
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
آفتاب همدرد (دوشنبه 14 شهریور 90)
تشکرشده 1,673 در 522 پست
اصلا دکترای روانپزشک میذارن دو نفر همزمان با هم برن و صحبتاشونو بکنن، فکر نمیکنما!!!!!!!!!!!
نمیدونم میشه کسایی که رفتن راهنمایی کنند.
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
تشکرشده 2,204 در 465 پست
ممنونم دوست خوبم.
باید این نکته رو عنوان کنم که خون، خون رو جذب میکنه. به هر حال اون مادرشه. حتی وجودش برگرفته و مدیون اوست.
شما هم سعی نکنید اون رو از مادرش دور کنید. هیچ مادری بد فرزندش رو نمیخواد. فقط با محبت به همسرتون بهش موقعیت بدین تا بتونه حق انتخاب بیشتری داشته باشه. همین.
در مورد برخورد قاطعانه، قبل از هر چیز بهتره با او به هنگام عصبانیتش بحث نکنید که کار به برخورد فیزیکی نکشه. اگر برخورد فیزیکی داشتن، بدون ترس یا ابراز پشیمانی و به دور از برخورد متقابل و بد دهنی و ناسزا، مقاومت کنید. بهتره در این هنگام سکوت کنید و اگر دست دراز کردند ، دستشون رو بگیرید و اجازه ندین برخورد داشته باشن. باید اقتدار شما رو ببینند.
در مورد روانپزشک باید بگم، بهتره قبلش همراه با هم به یه مشاور مراجعه کنید. معمولا اونها خودشون معرف شما به روانپزشک خواهند بود و برای رفتن نزد روانپزشک همراهی و یاری تون میکنند. معمولا جلسات روانپزشکی و روانشناسی با هم پیش میره و شخصی که نزد روانپزشک میره، نزد روانشناس هم میره. (درمان همزمان). مطمئنا اگر مستقیما نزد روانپزشک برید، شما رو به روانشناس هم معرفی خواهند کرد.
shabe barooni (سه شنبه 15 شهریور 90)
تشکرشده 2,459 در 516 پست
می دونید چرا من برنامه نوشتم؟ واسه این که به نظرم اومد شما عمرا بتونین ذهنتون را مدیریت کنین که روی یه ایراد زوم کنه.من یه پست میزارم که روی فلان چیز کار کنید و درستش کنید، شما میگین که آره درسته. قبول دارم و از این حرفا. اما دو تا پست بعد دوباره میزین روی این که راستی مادرش فلان و فلان. خودش این طوری و اون طوری.
نمی دونم انگار یه فنر به شما وصله که هر چی من می کشم، باز شما برمی گردین سر جال اولتون.
بنابراین از امروز به بعد من می خوام آستین ها را بالا بزنم و با زور هم که شده نزارم شما از این شاخه به اون شاخه بپرین.در مورد این که میگین نمی تونم فقط خودم تغییر کنم و انتظار نداشته باشم هم باید بگم که 4 سال به این روند رفتین و نتیجه این شد. بالاخره باید زحمتتونو بکشین دیگه. میگین یه فصل زیاده یه ماهش کن. باور کنین تغییر به این راحتی نیست. تازه من گفتم اگر از نظر ما شما خوب کار کردین میریم فصل بعد و گرنه تمدید میشه.
اما خب اگر خوب کار کردین و ما راضی بودیم، زودتر میریم جلو. هر جا هم که کار را خراب کنید شاید مجبور شیم از اول برنامه را شروع کنیم. پس خودت را آماده کن واسه یه تلاش سخت اما شیرین.
پس دوستان، با اجازه، از امروز من میشم مدیر تاپیک مربوط به تغییر خانم میناچ.برنامه ای که دادم را ببینین و هر کی می خواد نظر بده تا بهترش کنم.
اما از دو سه روز دیگه نهایی میشه و کسی نباید خارج از چهارچوب اون برنامه راهنمایی کنه
و خانم میناچ هم حق نداره خارج از اون چارچوب سوال بپرسه.
فقط و فقط روی برنامه میریم جلو و کار منم نظارته.
![]()
tesoke (سه شنبه 15 شهریور 90)
تشکرشده 1,673 در 522 پست
آقای تسوکه متوجه شدین(چون تعداد پستا زیاد شد) قبول کرده با هم بریم پیش روانپزشک؟!
دوستای خوبم پیشنهادی ندارین که چی بگم ؟ در مورد خودم ؟ در مورد شوهرم؟
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
تشکرشده 3,442 در 1,036 پست
مینا جان بهتر نیست اول برید پیش روانشناس
؟
معمولا مشکلات زناشویی رو می رند پیش روانشناس نه روانپزشک
روانشناس اگه لازم باشه روانپزشک معرفی می کنه
یا حداقل بعدش حتما وقت برای روانشناس بگیر
[align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)