پونه خانم سلام
می خواهم سرتان را درد بیاورم مردی هستم که 13 سال پیش با عشق ازدواج کردم پس از یک هفته متوجه شدم او من را نمی خواسته و به من گفت با اجبار خواهرهایم تن به این ازدواج داده ام به هر حال چون دوستش داشتم نشستم و همه چیز را به درون خود ریختم بماند چقدر در این 13 سال پرخاشگری کرد و کدام از همه چیز من ایراد میگرفت سه ماه پیش با یک دسته گل به خانه آمد و خود قبل از اینکه من سوال کنم گفت از این دسته گل خوشم آمد خریدم ؟روز ولینتایم با یک خرس قرمز و کلی کادو که مثلا برای تو خریدم به خانه آمد وقتی قیمت زیر خرس را دیدم 15000 تومان از او سوال کردم خرس راچند خریدی او گفت 8000 تومان ......از سه ماه پیش گستاخیاش بیشتر شده یک دفعه گفت میخواهم به جشنی بروم همه زن هستند وقتی رفت و آمد از شراب و .... میگفت که به من گفتن بخور نخوردوم ؟ مدام در حال اس ام اس تایپ کردن است یک لحظه گوشی اش را جایی نمی گذارد حتی به داخل توالت هم میبرد خواهرم هستی ببخشید حتی سه ماه است میل جنسی ندارد و وقتی ون به رختخواب می روم بی تفاوت در حال تایپ اس ام اس است به هر حال 10 روز پیش به من گفت تفاهمی بین ما نیست بهتر نیست جدا شویم ؟ دختر 11 ساله ام وقتی گفتم بابا چه کنم یک حوله از روی خجالت روی صورتش انداخت و گفت بهتر است جدا شوید ما در تاریخ 4/2/87 از هم جدا شدیم از شما خواهش می کنم مواظب زندگی تان باشید با مشاور صحبت نمایید و سعی نمایید عشق و علاقه بیشتری به همسرتان ابراز نمایید من خودم یک مرد هستم مردها نقاط ضعف زیاد دارند بجای کنترلر محبت کنید و لحظه ای تنهایش نگذارید موفق باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)