خانوم امیدوار ، واقعا دلم می خواد بهت کمک کنم و یه پستی برایت بزنم که کارساز باشه
میدونی ، یه پست برای اینکه مثمر ثمر باشه
با همدردی و هم حسی با مراجع شروع میشه و خیلی ظریف اعتماد مراجع رو به خودش جلب می کنه ، بعد از اشتباهات مراجع میگه و در نهایت راه حل عنوان میشه
فرض رو بر این بذار که قسمت همدردی و جلب اعتماد (!) و گفتن اشتباهات شما طی شده
خوب توی چند خط راه حل ممکن همون که خودت گفتی هست " جراحی یک زندگی دوساله"
ولی این جراحی به معنای طلاق و جدایی نیست بلکه جراحی خودت و نحوه تفکرت هست
ببین ، فکر نکن از روی سرخوشی دارم برایت می نویسم
دوسال پیش هم که اومدم تالار هیچ وقت توی ذهنم نمی اومد که اینقدر تغییر کنم
زندگی من متلاشی بود ، خدا رو شکر الان خوبه یعنی در حقیقت می تونم بگم : ساختمش و دارم لذتش رو می برم
پس اگر من تونستم تو هم میتونی
یه نگاه به اسم کاربری ات بکن
پر از امید هست پس با امید برو جلو
دوتا تاپیک مشکل دار دارم هردوتاشون رو بخون (اصل راهنمایی اون تاپیک ها برای شما میشه دست از حمایت و کنترلگری برداری و اجازه بدی شوهرت مسئولیت کارهایش را ولو نادرست بر عهده بگیرد )
سخته ها ولی ممکن هست ... صبوری به خرج بده تا کم کم شوهرت بیاد توی راه
شاید برای یه زندگی دوساله ، چهارسال زمان جهت بازسازی لازم باشه اما تو نباید ناامید بشی
عشق رو دوباره توی خونتون بیار
... اگر شروع به تغیییر کردی و راهکارها رو در پیش گرفتی باز هم پست میزنم
از اقای سنگتراشان شنیدم که :
زندگی دوم (ازدواج مجدد) مثل بچه ناتنی می مونه و هیچ وقت جای بچه تنی (ازدواج اول) رو نمی گیره










علاقه مندی ها (Bookmarks)