من احساسی نشدم،دوست ارجمند؛سالهاست که دیگر بسیار سخنها،چیزها،افراد و البته موقعیت ها بنده را احساساتی نمی کند.من خواستم به شما این گوشزد را بکنم که:باید در سخن گفتن و مثال آوردن،کمال دقت و سنجیدگی را به عمل آورد.دیدید که بنده با سه سطر همه دلایل شما را زیر سؤال بردم.
در مورد داشتن رابطه و سپس عقد کردن،بیشتر بکاوید،بد نیست؛به نتایج جالبی خواهید رسید.حواستان باشد،در هر عصری متخصصان دینی باید دستورات و قوانینی برای همان روزگار وضع نمایند.این تصویری که از اسلام نشان می دهید،دارای کاستیهای زیادی درباره حل بسیاری از مشکلات است.و بالاخره اینکه:هموند گرامی،با این گونه تفکر سلبی و رادیکال،آیا پاکی را می توان گستراند؟؟؟!!
تعریف پاکی از لسان سنتی شما،بسیار ارزشی است و خلاف انسانیت.چرا؟زیرا که:شما دارید می گویید فی المثل اگر دو دلداده جوان بی قید ازدواجی حتی با هم برخوردی در حد بوسه داشته باشند و از آنهم بیشتر تنها صحبتی و دوستی بی هیچ کاری،آنها آلوده اند و شخصیت و ذات چنین جوانهایی را چون میکروب یا حیوانات می دانید!!!ببینید نتیجه این طرز نگرش چه فجایعی به دنبال دارد.همراه گرامی:تعریف پاکی انسانها در هر جایی و فرهنگی و از همه مهم تر روزگاری تفاوت دارد.
وانگهی،چه بسیار دختران ناباکره ای بودند که زندگی زیبا و خوبی دارند و چه بکارتهای ازاله شده ای که با یک جراحی بازیابی شده اند و خانواده داماد هم بی خبر.
یقین بدانید که با عشق ورزی،بوسه و هم آغوشی دو جوان که هردو مشتاق اند و مایل(نه زوری و نه تجاوز) آسمان بر زمین نمی آید،چنانکه تا اکنون نیامده است.اشتباه نکنید من قائل به بی بند و باری جنسی نیستم،من قائل به احترام به اختیار،خرد و نیروی گزینش آدمی هستم.
من اگر از پاره ای رفتار دیگران خوشم نمی آید،اصلاً حق ندارم آنها را ناپاک بدانم.این خیلی کار زشتی است و گونه ای اسبداد شخصیتی!هیچ مرجعی به شما،من و همه انسانها این حق را نمی دهد که درباره پاکی دیگران داوری کنیم.آنجا که من سخن از فراخی معنای پاکی،کردم به همین دلیل بود.آیا شما یا من یا دختری باکره می داند که در مجموع تا به حال و یا چند سال دیگر،بر مبنای معیار های خودمان کدام پاکیم یا ناپاک؟؟؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)