سلام دوست عزیز.
مادر و پدر من هم مشابه شما هستن برای همین راحت حال شمارو درک کردم.
ببینین فرض کنین شما 20و خورده ای سال زحمت میکشین با عشق فرزندتونو تربیت میکنین... بعد اون ازدواج میکنه و از پیش شما میره! شما زود رنج و حساس نمیشین نسبت به همسر فرزندتون؟مخصوصا اگه فرزندتون پسر باشه.
چون میبینید که اون خانم جدید داره جایی که 20 و خورده ای سال براش زحمت کشیدینو میگیره...
مرها مثله بچه ها هستن فقط باید غلغشون دستتون بیاد.احترام و همراهی خانوادش به خصوص مادرش آیا ارزش داشتن 1 زندگی زیبارو نداره؟این احترامو محبتو اگر از ته دل انجام بدین کم کم براتون درونی میشه.
و این اصلا کار سختی نیست.
موفق باشین

حتما این آیه رو در قرآن خوندین
« یا اَیُّها الَّذینَ ءامَنُوا اِجتَنِبُوا كَثیراً مِنَ الظَّنِّ اِنَّ بَعضَ الظَّنِّ اِثمٌ ».
«‌ ای كسانی كه ایمان آورده اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا كه پاره ای از گمانها گناه است ».

دوست عزیز تا برای شما اثبات نشده(برای احساستون نه!به چشم باید ببینید) حق ندارید قضاوت کنید.
با توجه به رفتار قبلی شما چرا این احتمالو نمیدین که همسرتون شماررو پاک کرده تا شما رو عصبانی کنن؟چون از دستتون ناراحت بودن و میخواستن جبران کنن.
اگه بخوایم ما احتمال بدیم برای هر چیزی که دائم به خطا میریم!
پس چرا نپرسیم؟