سلام خانومی
حیفه زندگیتو بخاطر مادرشوهرو خواهر شوهر خراب کنی، منظور از زندگی زندگی مشترک نیست ، لحظات ارزشمند زندگیته، فکر کن اگر برعکسش بود چه می کردی، مادرشوهر و خواهر شوهرت خوب بودن وشوهرت هزار و یک مورد داشت ... خیلی سخت تره !
عزیزم به نظر من رفتار بی تفاوت شما می تونه روش خوبی باشه ، یعنی حرمت و احترام ظاهری و حفظ ظاهر را بکن ولی نیازی نیست باهاشون صمیمی باشی، هفته ای یک روز برو با همسرت خونه شون، شامت را بخور و بی سر و صدا برگرد بیا، خودت را به ندیدن و نشنیدن بزن ، فکر کنم این روش جواب بده
یه مدت عروس ما همین رفتار را با من داشت ، یعنی سعی می کرد حتی چشم تو چشم نشه ، من یه مدت خیلی ناراحت بودم که منی که کوچکترین بی حرمتی بهش نکردم چرا باید اینطور باشه با من ؟ بعد خودمو قانع کردم که سابینا تو احترامش را نگه دار، اونم که احترام تو را داره، دیگه چی می خوای؟ لزومی نداره آدم صمیمی باشه با همه !!!
جالبه بعدا که یه روز مسافرت بودیم و ایشون مریض شدن و من تا صبح پیشش موندم تو بیمارستان و بچه نگه داشتم براش خودش انتظارش را نداشت و الان خیلی رفتارش بهتر شده !
تو سهم خودت را از احترام و وظیفه انجام بده و با بقیه کاریت نباشه، به جای فکر کردن به رفتارهای اونها به خوبی های همستر فکر کن و تمرکز کن، این مسئله رو خوب مدیریت کن که آسیبی به زندگیت نرسه، به هر حال اونها خواهر و مادر همسرت هستند و همسرت درونا از قطع رابطه با اونها خوشنود نخواهد بود اگرچه مشکل از سمت اونها باشه









علاقه مندی ها (Bookmarks)