سلام
منم با نظر بقیه موافقم . من کسیو میشناسم که به خاطر همین افکار زندگیش داغون شد .
سربازی رفته بود کارم داشت با حدود 600 تومن درآمد . ولی همش میگفت من اگه بخام زن بگیرم با این حقوق نمیتونم زندگیمو بچرخونم ( درستم میگفت اونم با وضع اجاره خونه و مخارج دیگه....) ولی این دلیل نمیشد که بیگدار به آب بزنه .
چون به نظرش درآمد کافی نداشت خاستگاری کیس موردنظرش نرفت و سعی کرد از کارش بیاد بیرون به خیال یه شغل پردرآمد . به حرف هیچکی هم گوش نداد . و استعفا داد . ولی بعد یه ماه دوماه و..... الان یکسال و نیم بیکاره . ومعمولا هرجا میره فرم پرمیکنه براشون سواله که کسیکه کارشو اینقدر بلده چرا مدت طولانی بیکاره و فکر میکنند مشکلی داشته و هیچکی بهش اعتماد نمیکنه .
همه استقلال مادیشو از دست داد الانم کم کم داره به شخصیت و همه چی خودش شک میکنه . دیگه حاضره با 300 تومن بره سرکار و از اول شروع کنه . (دو سه ماه اول منتظر بود که کار باحال با حداقل ماهی یکی دو تومن گیرش بیاد و دست رو دست گذاشت و دنبال آشنا یی بود که سر کاری بذارش ولی بعد که جور نشد آشنا، دیگه نتونست حتی کاری مشابه قبل پیدا کنه .)
به نظر من اگه از کم شروع کنیم شاید توی اون کار به حدی پیشرفت کنیم که بعد از نظر مالی هم تامین شیم . یا شاید توی همون کار با کسی آشنا شیم که در موقعیت بهتر کاری قرار بگیریم . ( از تو حرکت از خدا برکت )
بدترین چیز راکد بودن و توقع زیاد هست .








علاقه مندی ها (Bookmarks)