فرناز جون صادقانه بهت بگم که یکجا زندگی نکن بهیچوجه. هیچ کس را نمی شناسم که در یکجا زندگی کنه و راضی باشه.حتی اونهایی که اصلا به مادراشون وابسته نیستن. این که به مادرش وابسته هم است. شوهر من هم اینطوری بود. مثلا اگه می رفتیم مهمانی مادر شوهرم می نشست تا شوهر من براش غذا بکشه. اینها به زیرکی تو است که بتونی کنترل کنی ولی بعد از عروسی در اثر زندگی با تو تقریبا این وابستگی کم می شود و بیشتر به سمت تو می آید. بنابرایت تو با داشتن شوهر وابسته بایستی دور باشی. اما وقتی دور شدی حساسیتهاتو کمتر کنی چون این رابطه با مادرشه نه با یک زن غریبه. من اوایل خیلی اذیت شدم اما بعد سعی کردم کنار بیایم و دیدم خیلی راحته و اصلا مهم نیست. اما اگه با اونها زندگی کنی در یک ساختمان تمام این مسائل برات تشدید میشه. بنابراین در هیچ صورتی قبول نکن .








علاقه مندی ها (Bookmarks)