ممنون از دل و همدم عزیزهمسرم دوباره با من تماس گرفت و منطقی با من صحبت کرد.کاملا تغییر رویه داده بود و اینو حتی از لحن صحبت کردنش می شد فهمید. داره تلاش می کنه که این مشکل رو به نحوی حل کنه ولی احساس می کنم تا حدودی کلافه است. ما با مشورت با هم تصمیم گرفتیم رزرو تالار عروسی رو کنسل کنیم و من امروز این کارو انجام دادم.چون حتی اگر هیچ ناراحتی بین دو خانواده پبش نیومده بود تو این فرصت اندک ما نمی تونستیم مقدمات مراسم رو فراهم کنیم.من دوست دارم زودتر با هم زندگی مشترکمون رو زیر یک سقف شروع کنیم.به نظرم این جوری دخالت اطرافیان خیلی کمتر می شه.برای من اصلا مراسم جشن عروسی مهم نیست نه به خاطر این قضیه، من از قبل هم این نظر رو داشتم.به نظر شما این اشتباهه که تو این وضعیت مراسم نداشته باشیم؟ما برای عقدمون یه جشن ساده و دوست داشتنی داشتیم.
در کل نمی دونم چی پیش میاد و خانواده من و شوهرم چه برخوردی خواهند داشت.منتظر شنیدن راهنمایی شما دوستان عزیز هستم.
اقتضای شغل همسرم اینه که سفر زیاد میره و این محدود به یک برهه زمانی است .یعنی موقتیه.به نظرم هیچ زندگی بدون مشکل نیست و ما هم مشکلاتی داشتیم که به نظر من بیشتر به خاطر دیگران بوده تا خودمون دو تا.ولی این مشکلات جزئی هستن و فکر می کنم بعد از مستقل شدنمون دیگه تکرار نخواهند شد البته امیدوارم.از خدا می خوام که تو این مسیر پر فراز و نشیب تنهامون نذاره و همیشه یاریمون کنه.ان شاءا...
برای همه دوستان عزیزم در تالار همدردی آرزوی خوشبختی دارم.منو از دعای خیر خودتون فراموش نکنید.متشکرم









علاقه مندی ها (Bookmarks)