بعد از مدت ها دور بودن از تالار برگشتم تا بگم به همتون که می شه زندگی کرد می شه شاد بود می شه عاشق شد می شه نفس کشید میشه دوباره خدا رو حس کردو دوباره باهاش میثاق بست فقط کافیه که به خودت برسی فقط کافیه خودت رو از زیرهزاران تیرگی های بیرون بیاری و دوباره چشمات رو به دریچه نورانی و سبز و باز الهی هدایت کنی اونموقع است که دوباره دلت آروم می گیره اون موقع است که همه چی برات قشنگ می شه حتی صدای کبوتری که تا دیروز آزارت می داد..فقط کافیه چشمات رو باز کنی و با خودت آشتی کنی اون موقع است که واژه هایی که تا دیروز برات محال بودن امروز به سادگیشون می خندی...
و این روزا بیشتر از همه روزا این جمله تو ذهنم تداعی می شه
ای کاش اهمیت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری.....(آندره ژید)
شادباشین و سبز در پناه خدایی که باماست در هرلحظه و در همه جا!







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)