به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 291

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دلم میخواد مشکلاتم حل بشه، دارم تلاش میکنم ولی هنوز نیاز به کمک دارم

    بعضی وقتا دیگه نمیدونم تحمل کردنم و خرد شدن غرورم باید بیشتر از این ادامه پیدا کنه یا نه
    من سعی می کردم باهاش صحبت کنم ولی صحبت نمیکرد و تو قیافه بود
    به بعضی کارام واکنش میداد ولی با بی تفاوتی
    من هنوز حقوقمو نگرفته بودم، ایشونم که کارشون آزاده و خیلی راحت برای خودشون خرج میکنن،
    من هر وقت پول تو کیفم باشه یه قرون از ایشون نمیگیرم ، میگم یه کمکی باشه،
    بهش گفتم، برام اس ام اس اومده، خطم یه طرفه شده، تا حقوق بگیرم برام پرداختش میکنی؟
    رفت دم در، منم جوابی نشنیدم ولی شناسه و پرداخت قبضمو رو کاغذ نوشتم و بردم براش، با اخم ازم گرفت، با تندی میگه چقدره؟ من زیاد پول ندارما، خیلی بهم بر خورد بازم گفتم
    هرچند میدونم دروغ میگه و بامبول جدیده ولی اشکال نداره، گفتم 35-6تومنه، گفت اوکی،
    تا آسانسور درش بسته بشه برگشته میگه قبض دیگه ای نداری؟ مال کس دیگه؟ بعد سرشو تکون داد و در آسانسور بسته شد
    دلم داشت میترکید
    تو تمام زندگیم برای خرجای بزرگم هم التماس نکردم حالا ایشون برای من اینطوری میکرد،
    انگار من غریبم و یه همخونم بعد توقع دارم دنگ منم بده
    خیلی حالم بد شده بود
    میخواستم عصرش برم خونه بابام، میخواستم تمومش کنم،
    میخواسم براش یه نامه بزارم و هرچی دلم میخواد توش بنویسم از تمام کارهاش و برم
    دیگه خسته شده بودم
    یه جوری رفتار میکنه انگار طلبکاره و منم یه خطاکاره بالفطره

    یه شب اومدم خونه دیدم پرینتر جدیدی که خریده رنگاش برگشته رو پرده، درحالیکه روز اول
    بهش گفتم خطری برای پرده نداره گفت نه، من خیلی ناراحت شدم دیدم رنگی شده،
    ولی هیچی نگفتم، اومد خونه خواست پرینت بگیره دید پرینتر مشکل داره، گفت چیزیش شده؟
    گفتم من اومدم دیدم رنگا برگشته ببین پرده هم رنگی شده
    بعد از یکساعت بهش گفتم پرینتر خراب شده؟ چی شده؟ داشتم پیگیری میکردم برگشته به تندی
    میگه خراب شده دیگه، هر چی بوده شده، انگار من خرابش کردم
    به خدا دیگه تحملشو نداشتم

    یه شب زود اومد خونه، استراحت کرد، میوه خوردیم، شام خوردیم و من بهش گفتم حالا که زود اومدی خونه، بیا بشینیم صحبت کنیم، ببینیم کی چی تو دلشه؟ گفت باشه بگو، گفتم نه دیگه تو ناراحتی تو بگو، امشب میخوام فقط بشنوم
    گفت تو حقوقتو چکار میکنی اینقدر از من پول میگیری، (به خدا قسم تو این یازده ماه زندگی اگه به زور تا 1میلیون خرج من کرده باشه، یعنی با احتساب تمام مناسبتها و خریدها و کل خرج و مخارجی که من براش داشتم شاید ماهی 100 هم نشه) ، گفتم من هی پول میگیرم؟ خب وقتی حقوقم تموم میشه از همسایه ها که نباید پول بخوام، از تو باید بخوام، برگشت گفت اصلا نمیخوام بری سرکار، بشین تو خونه خودم خرج میکنم
    بهش گفتم اولا که موضوع سرکار رفتن من نیست، تو هم حق اینکه بهم بگی برو سرکار یا نرو نداری، از اول شرطم این بوده و ثبت هم شده، بعدشم به اندازه حقوق من ماهیانه کمتر برام خرج میکنی شاکی هستی، اگه نرم سرکار که همینم باید خودت بدی
    میگه میدم، عوضش به شعورم توهین نمیشه، هم حقوق داری هم از من پول میگیری
    بهش گفتم این موضوع که اصلا قابل بحث نیست چون من آدم خونه نشستن نیستم، دیگه چی تو دلته، گفت همش همینه، قضایای مالی، بعد شروع کرد به توهین که مردم چطوری پول در میارن و تو نمیتونی و .... و هی توهین کرد، منم آخر سر بهش گفتم تو هم اگه میبینی با داشتن شغل آزاد قد یه کارمند نمیتونی خرج کنی برو یه جا کارمند شو که خیالمون راحت باشه سر برج یه حقوقی داریم، که بهش بر خورد
    بعد شروع کرد به توهینهای دیگه و هی گفت تو هیچی نداری بگی ، تو یه جایی دیدم موقعیت مناسبه گفتم منم خیلی جیزا رو دارم تحمل میکنم ، گفت چی؟ گفتم دوستم زنگ زده به من میگه شمارتو عوض کردی؟ میگم نه، میگه پس این شماره کیه به من زنگ میزنه، شماره رو برام خوند دیدم شماره تو هست، گفت کی؟ گفتم تو با گوشیت شمارشو بگیر ببینم سیوش کردی یا نه
    بعد شماره دوستمو تو گوشیش پیدا کردم، بعد از کلی انکار و اعصاب خوردی و دراومدن اشک من، برگشت بهم گفت واقعیتش اوایل عقدمون هی برات اس ام اس میومد، منم حساس شده بودم، شمارشو برداشتم چک کردم ببینم کیه؟ بهش گفتم یعنی من نباید بهت اعتماد کنم گوشیمو بزارم تو خونه؟ گفت این راه خوبی بوده چون از تشنج فضای خونه جلوگیری کردم و خلاصه کلی ماجرا سر این داشتیم
    بعشدم ماجرای اون عوضی که بهش زنگ میزنه رو گفتم، اتفاقا اون روز باهاش تماس گرفته بود، گفت از همکارامه، گفتم جدی؟ از شرکتهایی که باهاشون کار میکنی فقط خانمها باهات در تماسن؟ و کلی هم سر اون بحث شد، آخرشم گفت تو همه چیز منو بردی زیر سوال و یه سری ننه من غریبم بازی درآورد
    کاش چیزایی که میدونستم رو نمیدونستم ، اونوقت راحتتر با قیافه ای که گرفت کنار میومدم و باورم میشد که چیزی وجود نداره
    ولی همینکه اینطوری بهش گفتم و کلی در مورد مردهایی که خیانت میکنن صحبت کردم و توهین کردم بهشون، خودشو جمع و جور کرد، و تا حد زیادی مطمئنم اگرم چیزی باشه از ترسش کاتش میکنه
    ولی تا قبل عروسی ، همش تو قیافه بود و هربار حرف میزدم میگفت تو همه چیزو زیر سوال بردی، اصول و ریشه زندگی رو و من دیگه نمیتونم مثل سابق باشم
    حتی یه بار قبل عروسی که رفتیم بهم گفت از چشمم افتادی و دیگه حس سابقو بهت ندارم
    البته این خلاصشه، خیلی مسائل ریز و درشت دیگه هم اتفاق افتاد ولی مهمترینهاش که باعث تشنجهای بزرگی شد اینا بود
    که البته ، نمیدونم بازم سر باز میکنه یا نتایج خوبی داره
    بهم میگین باید چکار کنم ؟ باید رو مواضعم در مورد مسائل مالی بایستم یا نه؟ موضوع اون عوضی رو پیگیری کنم یا نه؟
    آخه بهش گفتم یه بار باید بهش زنگ بزنی، بزنی رو آیفون و باهاش گرم صحبت کنی من از برخورد اون حیوون میفهمم چه خبره
    یه کم ترسشو داره ولی میگه طلاکه پاکه چه منتش به خاکه، ولی نمیدونه من چه چیزایی دیدم و میدونم
    خیلی سخته، من برام مهم نیست اون حیوون چکار کرده ولی میخوام کاتش کنم ، نمیدونم الآن کامل کات شده یا نه
    ببخشید
    دیدین گفتم طولانی میشه
    ولی از اینکه پیگیری میکنین و وقت میزارین واقعا ممنونم

  2. 3 کاربر از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده اند .

    shamim_bahari2 (یکشنبه 03 مهر 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 اردیبهشت 95, 09:19
  2. پاسخ ها: 57
    آخرين نوشته: شنبه 14 آذر 94, 14:57
  3. نامزدم عصبیه..روز به روز مشکلاتومن بیشتر میشه
    توسط dokhtare_asemoon در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 تیر 92, 18:39
  4. یک ماه پس از جدایی،هنوز مثل روز اول جدایی
    توسط bahar_N در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 06 مرداد 91, 10:17
  5. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 88, 08:22

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.