به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13
  1. #11
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیدونم چیکار کنم ...

    خانم هلیا،

    اگر باعث ناراحتی شما شدم، از شما عذر می خواهم.
    قصدم کمک بود.

    شما در اولین پست از ما پرسیدی که در این موقعیت چی کار کنی.
    من هم گفتم وقتی ایشون قصد ازدواج ندارد، پس ترکش کنید.
    شما گفتی که:

    واقعا خودم میدونم باید تموم کنم ولی دلم راضی نمیشه
    دوسش دارم
    نمیخوام تنها بشم
    من هم گفتم انتخاب با شماست. می توانید با او بمانید. ولی حتماً قبلش به او مسائلی که مطرح کردم هم فکر کنید.
    و حالا که پست آخرتون رو خواندم، از خودم پرسیدم که شما دقیقاً از ما در چه مورد راهنمایی می خواهید؟

    اگر دنبال تایید برای ادامه ی رابطه ی دوستی هستید، بارها گفته شده که تالار همدردی در خصوص روابط دوستی پسر و دختر مشاوره نمی دهد.
    به خصوص این رابطه ی شما که آخرش فقط ضرر برای شماست.

    ببینید برای اینکه حاضر نیستید که او رو ترک کنید، چه بهایی رو باید بپردازید.
    و ببینید که اون روز که او شما رو ترک کرد، چه احساسی خواهید داشت.
    به نظر من ارزش شما خیلی بیشتر از این حرفهاست...

    برای شما آرزوی سلامتی و موفقیت می کنم.

  2. 5 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (جمعه 08 مهر 90)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 بهمن 90 [ 16:01]
    تاریخ عضویت
    1390-4-06
    نوشته ها
    294
    امتیاز
    1,794
    سطح
    24
    Points: 1,794, Level: 24
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    762

    تشکرشده 768 در 239 پست

    Rep Power
    45
    Array

    RE: نمیدونم چیکار کنم ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط l0yal

    ایرادی داره ؟ مگه پسرا این کارو نمیکنن با یه دختر میمونن تا وقتی که کیس مورد نظرشون رو واسه زندگی تعیین کنن برن با اون ؟ همین پسر مگه همین کارو نمیکنه ؟
    من زندگیمو نمیخوام واسه این پسر از دست بدم
    اره
    من اگر کیس خوبی واسم اومد حتما میرم ازدواج میکنم

    پسرها معمولا کمتر از نظر عاطفی درگیر رابطه می شن. به سادگی عاشق نمی شن. کما اینکه الان کسی که گرفتاره شمایید. ایشون ریلکس می گه حالا دوست باشیم ببینیم چی می شه و شما با این که می دونی داره با احساست و روح و روانت بازی می شه، نمی تونی بکشی کنار.
    همینه فرق تو و یک پسر.

    تویی که ضربه این ماجرا را خواهی خورد. ایشون که تکلیفش را هم با خودش و هم با شما مشخص کرده. شمایی که الان نمی تونی دل بکنی، فکر می کنی وقتی زمان بگذره و بیشتر عادت کنی و وابسته بشی، می تونی راحت بکشی کنار و به قول خودت ازدواج کنی.

    در ضمن کیس خوب زمانی پیش می آد که شما تنها باشید. به هر حال کسی که بخواد خواستگاری یا ارتباطی جدی را باشما شروع کنه حتما کمی در موردتون تحقیق می کنه و وقتی بدونه شما دوست پسر دارید جلو نمی آد. مگر اینکه پسری شبیه همین آقا که بخواد جهت خوش گذرونی و موقت باشه!

    در ضمن همه پسرها این کاری که شما گفتید را نمی کنند.

    هر چی زمان بگذره جداییتون سخت تر می شه و ضربه ای که از این ماجرا می خوری بدتر.
    ضمن اینکه این دوستی در همین حد نمی تونه بمونه. کم کم به رابطه فیزیکی کشیده می شه و عواقبش بدتر می شه.

  4. 4 کاربر از پست مفید شب نم تشکرکرده اند .

    شب نم (جمعه 08 مهر 90)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 مرداد 91 [ 00:07]
    تاریخ عضویت
    1390-6-07
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    1,368
    سطح
    20
    Points: 1,368, Level: 20
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 5 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دوستم دارد ولی قصد ازدواج ندارد

    loya ی عزیز،سلام. یادش بخیر. میدونی وقتی مطلبتو خوندم یاد چی افتادم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وقتی 25 سالم بود. دقیقا اشتباه تو رو انجام دادم. اون زمان برام مشکلی پیش اومده بود و مثل شما احساس تنهایی میکردم. هنوز یادم هست که چطور باعث شدم یه تصمیم اشتباه مسیر زندگیمو عوض کنه و برسم به جایی که الان هستم.
    برات مختصر مینویسم. با پسری اشنا شدم که مطمئن بودم (میگم مطمئن بودم ، چون احتمال 1% هم نمیدادم چنین اتفاقی بیفته) که عاشقش بشم و با خودم میگفتم من مثل دخترای دیگه نیستم که تا یکی بهم بگه عاشقمه بهش علاقمند بشم. دقیقا برای اینکه بهش اعتماد کنم و باهاش ارتباط برقرار کنم،مدت یک سال امتحانش کردم. و اون هم در نهایت صبوری تحمل کرد. هنوزم تعجب میکنم که چرا این کارو کرد. خلاصه این شد که شد برادرم که من از تنهایی در بیام و هم صحبت داشته باشم و اینکه اگر خواستار مناسبی برام اومد ازدواج کنم(یعنی دقیقا تفکر الان تو) . اون هم قبول کرد. یه مدت که گذشت برام خواستگار که میومد میشستم گریه میکردم تو اتاقم. چون عاشق شده بودم. (فکر نکنم تو میتونی جلوی خودتو بگیری، چون تو هم نهایتش قوی باشی میشی مثل 1000 تا دختر پسری که اینجان و منم یکیشونم). فکر میکنی بعدش چی شد؟ وقتی فهمید دوسش دارم و بهش گفتم چی کار کرد؟ کلی ذوق کرد. خوشحال شد. ولـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــی........ .
    نمیدونم والا. واقعا نمیدونم . یه مشکل ما اینه که وقتی تو خانواده هستیم ،همش به ما میگن محدوده رو رعایت کن. بعد که میریم تو جامعه ،دانشگاه،محل کار و ............ یاد نمیدن که رفتار درست چیه. و این خیلی بدتر میشه وقتی مشکل تو محیط خونه و خانواده و با دوست و اشنا و غیره داشته باشیم. و پسری سر راهمون قرار بگیره که ادعا میکنه عاشقه،اما حاضر نیست به خاطر علاقه اش به ما کاری برامون بکنه. حاضر نیست حتی پای احساسش به ما وایسه. پای دوست داشتن خودش. پای چیزی که خودش ادعا کرده.
    پیشنهاد میکنم البته دوستانه که فکر نکنی متفاوتی از بقیه. این مسیر آخرش به جایی میرسه که الان من هستم. تو مرز 29 سالگی مجبورم به آخر آینده زندگیم ،به خاطر اینکه دلم میخواد خانواده ای از خودم داشته باشم ، به خاطر اینکه ناراحتم از فرصتهای از دست رفته ام ، از کسی که با تمام وجودم دوسش دارم دوری کنم.
    نمیتونی درک کنی که احساسی که تو الان داری و من 4 سال پیش داشتم،تحملش راحت تر از احساسی که من 29 ساله دارم. هم مجبورم احساسم رو کتمان کنم. هم جواب خانواده ام رو بدم. هم با کسی که ادعا میکنه دوسم داره و واقعا دوسش دارم بایستم و ........ میدونی چقدر این چیزا زجر دهنده است و دردناک.
    البته زندگی آدما به خودشون مربوطه . همونطور که من میگفتم زندگی من به خودم مربوطه. پیشنهاد میکنم بیشتر و بیشتر فکر کنی. اگه یه سرچ بزنی میتونی تاپیک منو ببینی. اکثر بچه هایی که برات پیام گذاشتن،تاپیک زدن، اینکه و گفتی یعنی کسی اینجا دوست پسر نداشته، بگرد و ببین که بچه ها تجربه خودشونو بهت گفتن. باز هم بیشتر و بیشتر وب یشتر فکر کن. آرزو میکنم که حداقل از من عاقلتر باشی


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تو سایت همسر یابی اشنا شدیم به دوستم گفته خیلی دوستم داره نمی دونم دوستم داره یا نه
    توسط arshida در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: شنبه 16 دی 96, 21:27
  2. چی کار کنم که شوهرم دوستم داشته باشه
    توسط نازنین 2 در انجمن نامزدی و عقد
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: دوشنبه 25 خرداد 94, 10:22
  3. شوهر دوستم فوت کرده...خودکشی...چه کمکی میتونم به دوستم بکنم؟
    توسط یک زن در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 خرداد 94, 16:40
  4. پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: سه شنبه 31 اردیبهشت 92, 09:09
  5. چطور از عشقم دل بکنم ؟ (به خاطر دوستم)
    توسط Hamdardi2 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 32
    آخرين نوشته: شنبه 04 آذر 91, 13:19

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.