سنجاب عزیز اگر مطمئن بودم این سکوت کارساز خواهد بود این کارو می کردم . 3 هفته میشه که ارتباطم باهاش قطعه 1ماه دیگه رم به همین منوال می گذرونم. اما من الان می ترسم از این درخواست هاش برای دور موندن می ترسم. از رفتارها و حرفهاش می فهمم که کمترین وابستگی به من به عنوان همسر نداره.من برای خودم آرزوهایی دارم آرزوی یه زندگی پر از عشق.....الان دیگه مثل 2-3 ماه قبل نیستم حالا دیگه منم ترسیدم منم امیدم به زندگیم کمتر شده.


بالهای صداقت عزیز من داستان زندگیتونو خوندم و بارها پیش خودم شما رو تحسین کردم .می دونم که در یه برهه زمانی به تنهایی و یک تنه برای زندگیتون تلاش کردین و خدا رو شکر موفق هم بودین. اما راستش یادم نمیاد که شما چطور همسرتون رو راضی کردبن برگردن سر خونه و زندگیتون؟ بهم بگین شاید در مورد همسر منم.......