سلام.چقدر خوبه که هنوز کسانی هستن که کمک میکنن تا مشکلات هم نوعانشون حل شه.
چیزی که به ذهنم رسید این بود که اصلی ترین عامل تخریب این خانواده اعتیاد هست البته درسته که گفتین چند بار ترک کرده ولی بازم ممکنه برگرده اما تا اعتیاد این آقا حل نشه بقیه ی مشکلاتشم حل نمیشه.اگرم خانمش بخاد جدا شه فکر نمیکنم بتونه از پس مشکلات اقتصادی بعد از طلاق با تعریفایی که شما کردین بربیاد.راهکارهایی که به نظر من میاد(البته اینها برای منی که میگم راحته و واقعا عمل کردنش هم سخته و هم تلاش زیاد میخواد )
1.مطمین شین این آقا اعتیادشو ترک کرده.الان NGO های زیادی فعالیت میکنن که حتی پس از مداوای بیمار کمکش میکنن که به زندگی عادی برگرده.
2.کاش خانم این آقا هم بتونه یه هنر یا شغل ساده یاد بگیره مثل قالی بافی.فکر کنم کمیته امداد یا بهزیستی یک سری خدمات برای این خانواده ها ارائه میده.اینو به خاطر این میگم که در صورت جدایی پیامدهای بعد از اونو راحت تر بتونه تحمل کنه.
اگر واقعا اعتیادشو ترک کرده باشه دلیل این که سر کار نمیره چیه؟مگه قراره حتما بره یک جای دولتی استخدم بشه که به خاطر سابقه اش نتونه؟
نظر خانمش راجع به زندگیش چیه؟خانواده ای نداره که حمایتش کنن؟(البته اگه واقعا پاکه.تا بتون شغلی دست و پا کنه)








علاقه مندی ها (Bookmarks)