ممنون از جواب آقا حامد.
ممنونم حتما مطالعه میکنم تو تاپیک هارو.
اما درباره ی "روابط عاشقانه من و همسرم" من برها و بهرها این تاپیک رو خوندم و بینظیره. همین طور" طرز تهیه منو عاشقانه"
بله من در ابتدای صحبتم هم گفتم که منر این شیرینی ها نمیشم اما از کجا معلوم اینا پایذار بمونه؟
همونطور که دیدیم خیلی از دوستان عزیز من که اونجا پست گذاشتن اومدن و از مشکلات جورواجورشونم در همدردی گفتن.
میدونین من از نظرم ازدواج موفق ازدواجیه که به حرمت همین روابط و خاطرات عاشقانه تو بحثا ومشکلات و ناراحتیا هیچ کس تحقیر نشه و بهش بی حرمتی نشه و اگه شد ناخواسته بده باشه نه به قصد تخریب و به اصطلاح حال گیری. از کی؟ از کسی که یه عالمه خاطرات عاشقانه داریم به نظر شما این پارادوکس نیست؟
البته که لازمه اش بلد بودن خیلی چیزاس.
من که از خانوادم چیزی یاد نگرفتم هرچی هم تلاش میکنم نمیشه کامل. شما رو نمیدونم بلدین یانه اما قبول دارین خیلی سخته کسبش؟
من خودم به شخصه دلیلی هستم برای ناموفق بودن رابطه و به تبع جنگ های اعصاب بعدش چون 21 ساله با یه رفتار جنگجویانه خو گرفتم در حالی که یه رابطه سالم و حتی تو دعوا احترام میخوام.
فامیل دوست آشنا..... هرجایی که میگردم نمیبینم یه رابطه موفق.
واقعا ندیدم.
چیزی که میخوام حس میکنم خیلی رویایی هستش و محاله.
من واقعا از رفتارای خودم و هرچی رابطه و خواستگار و ازدواج هست متنفرم.
حتی حاضر نیستم که ببینم خواستگارامو یه بار.
چون میدونم خوشی ها و عاشقی ها ماله اوله فقط و مقطعی هست.
من و تمام کسانی که ازدواج ناموفق داشتنو یاد نگرفتیم که احساساتمان راکنترل کنیم واسه همین یه روز روابط عاشقانس با من و همسرم و روز هم دعوا و هزارجور بی احترامی و تحقیر...........










علاقه مندی ها (Bookmarks)