[size=medium]خوب پس باید موضوع رو یه خورده بیشتر باز کنم
من سال آخر دانشجویی، وضعیت مالی خوب، کار پاره وقت دارم ولی سربازی نرفتم
ولی من و خانوم بورسیه وزارت نفتیم مشکلی از لحاظ مالی فک نمیکنم فردا پیش بیاد
من نگفتم می خوام ازدواج کنم
گفتم یه رابطه پایدار پایبند بر اخلاقیات که می تونه به ازدواح هم منتهی شه ولی قصدم اینه که به همون ازدواج منتهی شه چون نمی خوام برم مخ بزنم دو روز با هم باشیم بعد برم سراغ بدی.
22 سال سنمه و خانوم 21 سال
من خودم شناختی نسبت به اون خانوم ندارم ، کسایی که میشناسنش تاییدش می کنند
من در آینده شرایط شغلیم طوریه که کسیکه تو محیط ما بوده می تونه درکش کنه، کار اقماری کاری نیست که یه نفر که هیچ درکی از شرایط کاری این طوری نداره بتونه باهاش کنار بیاد
اما چرا می خوام یه رابطه سالم رو شروع کنم
شاید دلایلم منطقی نباشه و قابل احترامه
- می خوام یه حامی داشته باشم که از من تو شرایط سخت کاری حمایت کنه ( البته خانواده جای خود دارند)
چون انصافاً من بیشتر از سنم احساس میکنم روم فشار کاریه اینو در مقایسه با دور و بریام میگم
- انگیزه ای باشه برا موفقیت های بدیم
- یه جور پایندی به من در اخلاقیات ایجاد کنه ناخواسته به بیراه کشیده نشم
- دو فک بهتر از یک فکرِ، به آینده ای مشخص جهت بدیم
- شادی موفقیت هامو با کسی تقسیم کنم که قراره با هم بمونیم
بازم میگم خانواده جای خود داره، من کنار خونوادم زندگی نمیکنم، شاید در سال جمع برنی 2 ماه با هم باشیم
بازم ممنون
[/size]









علاقه مندی ها (Bookmarks)